یادداشت

قمار رسانه ها با سرمایه اعتماد مردم به پزشکان

108032_648~2

امیرافراز فلاح

از سکوت در برابر قصور پزشکی تا اعدام “سجاد”

قصور پزشکی در روند درمان مرد هسته ای؟

جزییات قصور پزشکان در جراحی زایمانی که منجر به مرگ دو تن شد: مرگ تکان‌دهنده مادر باردار و فرزندش در سردشت

بیرون آوردن معده به جای رحم!

این پزشک برای دریافت مبلغ جراحی، نسل رستم را از بین می‌ برد!

با عمل جراحی هیدروسل ۲۵ درصد مردان ایرانی عقیم می شوند!

این ها تنها نمونه ای از خبرهایی است که در روزهای اخیر درباره پزشکان و اشتباهات آنها، در رسانه ها منتشر شده است. به نظر می رسد که موج جدیدی از حمله به پزشکان به راه افتاده باشد. در ماههای اخیر میزان در آمد پزشکان به شدت زیر ذره بین رسانه ها قرار گرفت و چند روزی است که رسانه ها هر یک با ذکر نمونه ای از مرگ و میر بیماران، پزشکان را به قصور و کم سوادی متهم می کنند.
نکته مهم و تلخ در این ماجرا آن است که بسیاری از این اخبار منتشر شده نه تنها نشانی از حقیقت ندارند بلکه گاه به شدت دور از ذهن و غیر واقعی به نظر می رسند. اینکه معده فردی را به جای رحم او در آورده اند یا عقیم کردن یک چهارم مردان ایرانی با عمل هیدروسل، چنان خنده آور است که در شرایط عادی، حتی هر فرد کم سواد و بیسوادی هم آنها را به راحتی نمی پذیرد! پرسش ما این است که در جامعه ما چه پیش آمده که به آسانی، دروغ هایی به این بزرگی نه تنها خوانده که باور می شوند؟ چه بر سر افکار عمومی ما آمده که به سهولت پذیرای این دروغ ها می شود؟
پاسخ این پرسش چندان ساده نیست و احتمالا علل زیادی در شکل دهی به این ساده لوحی و آن دروغ گویی نقش داشته اند. نکته ای که در این یادداشت کوتاه به نظر نگارنده می رسد آن است که در واقع این استقبال و این ساده باوری نشانی از تغییری عمیق در ذهنیت مردم ایران دارد. اعتمادی که پیشتر، نسبت به پزشکان در میان اقشار مختلف جامعه ایرانی وجود داشت، اکنون جای خود را به نوعی از ناباوری و بی اعتمادی داده است. بی اعتمادی که گاه تا آنجا پیش می رود که می پذیرد یک پزشک زنان معده فردی را به جای رحم او بیرون آورده است! این بی اعتمادی دقیقا همان است که کارشناسان از مدتی قبل درباره آن هشدار می دادند. بارها اعلام شد که ساخت برنامه های یک سویه و ارائه تحلیل های بی پایه در رسانه ها و بویژه صداوسیما نتیجه ای جز بی اعتمادی مردم به پزشکان نخواهد داشت. بارها هشدار داده شد که تنزل بحث های حرفه ای و علمی به گفتگوی عامیانه و تبدیل نقد کارشناسانه به هوچی گری رسانه ای رهاوردی جز آسیب به نظام سلامت نخواهد داشت. بسیاری اما این هشدارها را به حساب انتقادناپذیری پزشکان گذاشته و با لبخندی تمسخرآمیز از کنار آن گذشتند.حال امروز تنها کمی دقت لازم است تا به عیان ببینیم برنامه هایی که از آن یاد شد، اندک اندک نتایج خود را بروز می دهند. نشانه هایی از این بدبینی، نفرت و ناباوری را در دل انتشار خبرهایی چنین غیرواقعی و البته در پذیرش بی چون و چرای آنها می توان دید. باید گفت که این روزها تبلیغات نادرست و تحلیل های عوامانه ماه های اخیر، با تخریب اعتماد مردم، راه را برای پذیرش هر دروغی هموار کرده است. و البته بدیهی است که این بی اعتمادی متاسفانه دیر یا زود اثر خود را در فرایند درمان نشان خواهد داد.
داستان روی دیگری هم دارد. باید پذیرفت که اگرچه رسانه ها به سودای مخاطب بیشتر بر طبل دروغ میکوبند اما پزشکان هم در مقابل این هیاهوی رسانه ای، بیش از حد منفعل و ساکت بوده اند. در این روزها عملا شاهد پاسخ درخوری از سوی پزشکان نبودیم و همین موضوع بر جرات رسانه های فرصت طلب، برای نشر دروغ های بزرگ تر افزوده است. به نظر می رسد موقع آن رسیده که تک تک ما پزشکان خود را مسوول بدانیم و در برابر این هوچی گری رسانه ای فعال شویم. هر کس در هر مقام و تخصصی که هست می تواند به گونه ای با این وضعیت به مقابله برخیزد و حقیقت را برای مردم عادی توضیح دهد. بعبارت دیگر باید به هر وسیله ای و هر رسانه ای که در دست داریم بکوشیم تا اعتماد و باور به پزشکان بیش از این مخدوش نشود و نظام سلامت فراتر از این آسیب نبیند.
خلاصه آنکه امروز اگر هشیار نباشیم قمار رسانه ها با سرمایه اعتماد به پزشکان می رود تا اندوخته سالها و دهه ها را بر باد دهد…

درباره نویسنده

امیرافراز فلاح

دانش آموخته پزشکی و بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
دستیار رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

پاسخ بدهید

اولین نفری باشید که نظر می دهید

مرا مطلع کن از
avatar
wpDiscuz
Powered by Themes24x7