یادداشت

مگر می شود که گزینه دوم را انتخاب نکرد

3EA27B4C-7999-403C-8C52-6C44C5741CB1

نظرات نویسندگان مهمان لزوما بازتاب دهنده نگاه صدای پزشکان نیست.

آموزش در دانشگاه علوم پزشکی تهران دچار چالش جدی است. این مسئله در تمامی رده های هیئت علمی، دستیاری، کارآموزی و کارورزی در حال وقوع است. و این مسئله از سالهای قبل شروع شده است و هم اکنون اثرات مخرب خود را نشان می دهد و مسلما دود عوارض تربیت پزشکان ناکارآمد سالهای سال چشمان جامعه را خواهد آزرد.
من به عنوان یک رزیدنت داخلی استاد بالینی را کسی می دانم که لذت بیمار دیدن و تفکر بالینی و حل چالش تصمیم گیری را به من بیاموزد. به من شیرینی رفع درد مریضی را بچشاند و برای من الگوی رفتار والای انسانی و عطوفت و همدردی با بیماران باشد. در دانشگاه علوم پزشکی تهران اما، استاد بالینی امروز اگر برای این موارد وقت بگذارد، در سیستم شعاع مدرکی برای ارائه ندارد. و در بین اساتید و جامعه دانشگاه همان استادیار ساده خواهد ماند. تمام وقت و بعد از چند سال نیمه وقت. کارانه را هم با تاخیر یک ساله برایش می ریزند تا استخوانش زیر بار هزینه های زندگی (که بعد از ۳۵ -۴۰ سال تازه ساخته است) خورد شود. او اما چون استادیار مانده باید بیشتر بار درمانی بخش را به دوش بکشد. از طرف دیگر، استادی که کمتر برای این کارها وقت گذاشته، هفته ای دو روز آمده و قبل از ۱۲ رفته است و در عوض خود را مشغول تحقیق و نوشتن مقاله کرده است بعد از مدت کمتری دانشیار می شود و در بیمارستان یا دانشگاه به مسئولیتی می رسد و ارج و قربی می یابد. و چون می تواند مطب بزند درآمد خوبی هم خواهد داشت و زندگی اش هم راحت تر می گذرد. به راستی که در طول دوره تحصیل اساتید جوان و علاقه مند زیادی را دیده ام که در اثر مرور زمان دلسرد شده اند و سر در گریبان خود کرده و راه خود را پیش گرفته اند. استادی بود که سالها طب داخلی را با تمام جوانب زیبای آن برای دستیاران و دانشجویان ارائه می داد و کام آنها را از شهد شیرین علم پر می ساخت. او اما چون استادیار مانده بود و مقاله ای نداشت از باقی عقب ماند و تصمیم گرفت به یکی از رشته های فوق روی بیاورد و پروسیجر های خورد را انجام دهد و زندگی خود را بسازد. او دیگر علاقه به راند در بالین بیماران نداشت . او در شب های آنکالی بیماران پروسیجر فردای خود رامشخص می کرد. به نظرم او حق دارد. چرا باید او خود را فدای سیستمی کند که برای او ارزشی قائل نیست. از استاد جوان دیگری که زحمت ها فراوان برای معضلات خاک خورده بیمارستان کشیده بود شنیدم که می گفت :”اگر می خواهی استاد بمانی باید مقاله بنویسی و مطب بزنی”. لذا استادی که درس داد و در بیمارستان ماند و برای رفع مشکلات با این و آن کلنجار رفت و پای حرف دستیاران نشست باخته است و استادی که درس نداد و در بیمارستان نماند و مقاله ها نوشت و کلینیک خصوصی داشت برده است. مگر استادی حاضر است که گزینه ی دوم را انتخاب نکند؟

در دانشگاه علوم پزشکی تهران، دستیار می داند که اگر بر بالین بیمار بیدار بماند فردای کشیک نمی تواند تست بزند و اگر این موضوع تداوم یابد در امتحان پره ارتقا و ارتقا نمره خوبی نخواهد آورد. دوستی داشتم از دستیاران سال بالا که در کشیک ها مانند شمعی بر گرد بیمارانش می گشت و آب می شد و فقط چند دقیقه ای به صورت نشسته در ایستگاه پزشکان می خوابید. او در امتحان برد نمره ی معمولی آورد. دوست دیگری از دستیاران سال بالا، با روحیه مشابه که علاوه بر دقت و وقت گذاشتن برای بیماران در سال آخر خود را موظف دانست که پایان نامه ی خود را به نحو احسن انجام دهد نمره قبولی در امتحان بورد را نیاورد. از طرفی برخی بودند که کمتر در کشیک ها از خود مایه می گذاشتند و تا برای روز بعد از کشیک انرژی درس خواندن داشته باشند و کار بالینی شان هم تعریفی نداشت، پایان نامه را هم فورمالیته ارائه دادند. و خوب، آنها از رتبه های بورد شدند. دیگر گویا ماندن بر بالین بیمار برای من ضرر دارد. می دانم که اگر بر بالین او بیدار بمانم تستی را نخواهم زد و نخواهم دانست که یک بیماری نادر در انتهای جدول هاریسون ناشی از کدام موتاسیون خواهد بود. به نظر می رسد ایجاد چنین رویه ای در میان دستیاران چندان جدید نباشد. اما این روزها رو به افزایش است. چون با توجه به قوانین فعلی کسی موفق تعریف می شود که رتبه بورد بیاورد نه کسی که رفتار حرفه ای می داند و خود را موظف به خدمت بیماران و تلاش بر بالین بیمار. لذا آن کس که بیشتر در بالین بیماران وقت بگذارد رتبه نمی آورد و احتمالا در شهرستانی دور حداقل ۴ سال باید دوره بگذراند و آن کس که تست بزند و کتاب بخواند رتبه می آورد و فقط یکسال طرح می رود. مگر رزیدنتی حاضر است گزینه دوم را انتخاب نکند؟

در دانشگاه علوم پزشکی تهران، اینترن ها جایگاهی به عنوان پزشکان فردای جامعه ندارند. آنها نیروی کار کم هزینه هستند که کارهای پیش پاافتاده بر عهده آنهاست. بودن آنها در بخش به طور عادی آموزشی برای آنها نخواهد داشت. مگر اینکه اینترنی خودش وقت بیشتر بگذارد و با رزیدنت ها و فلوها به بحث و گفت و گو بنشیند. اگر اینگونه وقت بیشتر بگذارد کمتر می تواند کتاب تست بخواند و در آزمون رزیدنتی نمره ی کمتری خواهد گرفت. از این فراتر برخی به طور کل کشیک را می فروشند تا درس بخوانند، زیرا می دانند که آینده را رتبه ی رزیدنتی برای آنها رقم خواهد زد. همین است که برخی از رتبه های خوب رزیدنتی همان اینترنهایی بودند که کشیک های خود را می فروختند. و در عوض آنان که صادقه ایستاده اند تا درد مریضی را در نیمه شب مرهم باشند و یا همان کارهای پیش پا افتاده را به درستی انجام دهند، رتبه دلخواه را نیاوردند. لذا آن کس که بیشتر در بالین بیماران وقت بگذارد رتبه نمی آورد و باید دو سال طرح خدمات بگذراند و آن کس که تست بزند و کتاب بخواند رتبه می آورد و چشم و پوست و رادیو قبول خواهد شد و دوره رزیدنتی کم زحمت با کشیک های بی دردسر و آینده پردرامد خواهد داشت. مگر اینترنی حاضر است گزینه دوم را انتخاب نکند؟
در دانشگاه علوم پزشکی تهران، در دوره استاژری هم عده ای پول می دهند تا کسی به جای آنها برود و حضور و غیاب پر کند و و روتیشن بگذراند. چه نیازی است او را برای شرکت در برنامه های آموزشی که ارتباطی با امتحان پره انترنی ندارد. امتحان پره انترنی را از تستها و نکات می شود در آورد. لذا آن کس که بیشتر در بالین بیماران وقت بگذارد رتبه نمی آورد و باید لاین سخت و پرزحمت اینترنی را انتخاب کند و آن کس که تست بزند، کتاب بخواند و کمتر در بخش باشد، رتبه می آورد و لاین کم زحمت و شرایط مساعد برای آمادگی امتحان رزیدنتی را در آینده خواهد داشت. مگر استاژری حاضر است گزینه دوم را انتخاب نکند؟

راستی چرا گزینه دومی هست که بهترست؟ چرا قوانین و قواعد، پرسنل پزشکی در تمام رده ها را به جهت دیگری غیر از آرمان ها و اهداف این حرفه سوق می دهد؟ چرا بازی برد برد تعریف نمی شود تا هم به نفع پزشک باشد و هم به نفع بیمار؟ چرا باید پزشک برای ارتقای خود و عبور موفقیت آمیز از امتحانهای پره انترنی، رزیدنتی و بورد و ارتقا در رده های هیئت علمی از کار بالینی و آموزش بالینی خود کم کند؟ آیا نمی شود کاری کرد تا مانع از افول آموزش پزشکی شد؟

رزیدنت سال سوم داخلی بیمارستان شریعتی
۲۶ اسفند ۱۳۹۶

درباره نویسنده

میز خبر صدای پزشکان

پاسخ بدهید

2 نظر برای مطلب "مگر می شود که گزینه دوم را انتخاب نکرد"

مرا مطلع کن از
avatar
مرتب کردن براساس:   جدیدترین نظر | قدیمی ترین نظر | نظر با بالاترین رای
پزشک
Guest
به عنوان یک پزشک عرض میکنم. آقاجان خیلی داره در حق ما ظلم میشه. شما یک پزشک عمومی رو ببین. تا وقتی درس میخونه انواع و اقسام تهمت ها رو میشنفه و کار سختی هم در دوره انترنی داره. بعد هم میره طرح با یه حقوق ۳ نهایت ۴ تومنی. بعد هم نهایت ۸ م بگیره از بیمارستان. باور کنین در شان یک پزشک نیس که با چنین دریافتی هایی زندگی کنن. باید حقوق پزشک در ایران با همکارانشون در امریکا و کانادا همسان سازی بشه هر وقت پرداختی به پزشک رو حداقل به ۲۵ تومن در ماه رسوندین اونوقت… بیشتر
wpDiscuz
Powered by Themes24x7