سرمقاله

از ناامیدی تا هراس: راز عدم مشارکت پزشکان چیست؟

hands

از مدتی پیش به همت تعدادی از فعالین دانشجویی در رشته ی پزشکی، کار بر روی تهیه بیانیه ای تحلیلی با هدف اعلام مطالبات دانشجویان پزشکی آغاز شد. با تلاش فراوان، این بیانیه نهایی شد و برای امضا روی وبسایت صدای پزشکان ایران قرار گرفت. در نهایت حدود هزار نفر این بیانیه را امضا کردند که نشان دهنده ی آن است که این بیانیه توانسته بود مطالبات بخش قابل توجهی از دانشجویان را نمایندگی کند. نکته تامل برانگیز اما این بود که از این صفحه سایت، طبق آمار ارائه شده درگوگل آنالیتیک (Google Analytics ) حدود هفت هزار نفر بازدید کرده بودند. هفت هزار نفری که اکثر قریب به اتفاق آنها دانشجویانی بودند که توسط تبلیغات گسترده به این صفحه رسیده بودند. در این جمع بزرگ اما تنها هزار نفر مبادرت به امضای بیانیه کرده و دیگران بدون توجه از کنارش گذشتند. این موضوع برای ما دست اندرکاران سایت و همین طور برای تهیه کنندگان بیانیه، تعجب برانگیز بود. این پرسش که چطور این تعداد بزرگ از دانشجویان پزشکی از ساده ترین کار که امضای یک بیانیه است، خودداری کرده اند و اینکه چطور نسبت به موضوعی که بر سرنوشت خودشان موثر است، بی توجه هستند، برای مدتی ذهن ما را آزار می داد.

در نخستین و ساده ترین گام به محکوم کردن این افراد پرداختیم اما بعد به این نتیجه رسیدیم که حتما آنها هم دلایل خود را داشته اند. اما چه دلایلی؟ شاید یکی از اولین و مهمترین دلایل، بی اعتمادی نسبت به پاسخگویی مسوولین و نظام سلامت باشد. در واقع امروزه اعتماد به مدیران، در میان پزشکان هم مانند بسیاری دیگر از اقشار جامعه کاهش یافته و امید چندانی ندارند که مدیران، مصالح آنها را پیگیر باشند یا حتی گوش شنوایی برای آنها داشته باشند. فاصله میان جامعه پزشکی و مدیران، این روزها به دلایل مختلف زیاد و زیاد تر شده است. از سیاستهای نادرست و بی مقدمه وزارت بهداشت در گذشته تا فقدان نهادهای میانجی و رسانه های نیرومند در جامعه پزشکی، همه و همه دست به دست هم داده اند تا پزشکان به این باور برسند که صدایشان به جایی نمی رسد.

از سوی دیگر در ۱۰ سال گذشته، ترس از مدیران هم به بی اعتمادی نسبت به آنها افزوده شده است. به گونه ای که نه تنها پزشکان به مدیرانشان باور ندارند بلکه به دلیل سابقه برخوردهای امنیتی با دیگر اقشار جامعه در دولت گذشته به اشتباه تصور می کنند که هر حرکت صنفی آنها ممکن است سرنوشتشان را به مخاطره بیندازد. این در حالی است که این روزها فضای کار صنفی نسبت به گذشته تغییر بسیار کرده است. شوراهای صنفی دانشگاهها بازگشایی شده اند، تشکل های کارگری اندکی جان گرفته، خانه سینما و احزاب شروع به کار کرده اند و خلاصه آنکه رویکرد این دولت ۱۸۰ درجه با دولت گذشته متفاوت است. اگر دولت گذشته تلاش می کرد نهادهای صنفی را تضعیف کند، این دولت می کوشد راه برای کار گروهی و صنفی در جامعه باز شود. هر چند دولت، کند و سنگین حرکت می کند اما جهت گیری درستی در این زمینه دارد و این فرصتی فراهم می کند که نباید از دست داد.

شاید بد نباشد در این محیط که مخاطبان ما تقریبا همه پزشک اند و دانشجوی پزشکی، کمی هم به خود بپردازیم و گذشته از سیستم که قطعا قابل نقد است، اندکی هم از ضعف های خود بگوییم. واقعیت این است که به گویا پزشکان، این روزها بسیار کم صبر و حوصله شده اند. به بیان دیگر پزشکان هم به عنوان بخشی از جامعه ایرانی دید کوتاه مدت و صبر اندک را به جای بلند نظری و طمانینه نشانده اند. بسیاری از ما تصور می کنیم که اگر یک بار نامه ای نوشتیم، اعتراضی کردیم و یا تجمعی برگزار کردیم و احیانا نتیجه ای نگرفتیم دیگر کار تمام است و هر تلاش تازه ای هم محکوم به شکست. بسیاری به خود ما گفتند که از این نامه ها فراوان امضا کردیم و آبی گرم نشد، شما هم بیهوده آب در هاون می کوبید. اما پاسخ ما این بود که هر تغییر و اصلاحی در سیستم، زمان بر است و دشوارو از همه مهم تر، نیازمند پی گیری طولانی مدت و مصرانه. نباید ناامید شد و از صحنه بیرون رفت چرا که اصلاحات نیازمند پیگیری و پافشاری مستمر و سخت کوشانه است.هیچ نظام سلامتی در دنیا یک روزه و یک شبه اصلاح نشده و اگر امروز، کشورهایی در وضعیتی بسیار بهتر از ما ایستاده اند، به واسطه دید بلندمدت و تلاش پیگیرشان بوده و نه چیز دیگر.

خصلت دیگری که در میان گروهی از همکاران ما دیده می شود، فردگرایی افراطی آنهاست. البته این آسیب هم مختص پزشکان نیست و بسیاری از بخش های جامعه ایران درگیر آن هستند. هر کس بدنبال آن است تا در این آشفته بازار گلیم خود را از آب بیرون کشد و به قول معروف کلاه خود را بچسبد، غافل از آنکه همه ما در یک کشتی هستیم: کشتی نظام سلامت. اگر بنا باشد مردم به ما بدبین شوند یا اگر حقی از ما را دولت تضییع کند، این آسیب، محدود به یک گروه و رشته و دسته نخواهد ماند. چنانکه در مورد تبلیغات اخیر علیه پزشکان شاهد بودیم، بدبینی به پزشکان، امروز دامن همه ما را گرفته: روزی پزشکان زنان قربانی می شوند، یک روز پزشکان عمومی، فردا را خدا می داند!

این روزها بهترین فرصت برای سامان دادن به تشکل ها و تقویت نهادهای مدنی است. امروز باید صدای پزشکان رساتر و منطقی تر از همیشه در جامعه شنیده شود و مطمئن باشیم که اگر با صبر و بلند نظری بکوشیم دیر یا زود هر سیستمی را مجبور به پاسخگویی خواهد شد و هر مطالبه ای، عملی. شاید زمان آن رسیده که باور کنیم نجات ما در گرو نجات این کشتی است و بدون آن نه کلاهی باقی می ماند و نه گلیمی.

درباره نویسنده

امیرافراز فلاح

دانش آموخته پزشکی و بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
دستیار رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

پاسخ بدهید

2 نظر برای مطلب "از ناامیدی تا هراس: راز عدم مشارکت پزشکان چیست؟"

مرا مطلع کن از
avatar
مرتب کردن براساس:   جدیدترین نظر | قدیمی ترین نظر | نظر با بالاترین رای
محسن رستمی
Guest
با سلام و تشکر بابت این مقاله مهم که دغدغه ای بسیار کلیدی را مورد بررسی قرار داد. به نظر من به جز موارد ذکر شده چندین و چند عامل دیگر نیز به عنوان علل این بی تفاوتی صنفی قابل ذکر هستند که در زیر به بعضی از اونها تیتر وار اشاره میکنم: الف) عدم بلوغ فکری و عملی در عرصه فعالیت های اجتماعی که البته به تمامی اقشار جامعه و نه فقط پزشکان قابل تعمیم است. ب) عدم آشنایی با سازوکار نهادهای قدرت و تصمیم گیر در سطح نظام سلامت و نیز دیگر سطوح کلان کشور در پی قطع… بیشتر
مهدي
Guest

با سلام و تشکر
به نظر من به موارد فوق باید این مسائل را هم اضافه کرد:
۱-عدم وجود رهبران موثر جهت هماهنگی اعتراضات و نظرات زاویه دار افراد این حرفه برای برخورد با مشکلات
۲-عدم اعتقاد به موثر بودن شیوه های اعتراضی در رفع مشکلات و در پیش گرفتن افراط و تفریط
۳-نبود گفتمان اجتماعی بین افراد

wpDiscuz
Powered by Themes24x7