سرمقاله

سیاست مداران ایرانی، گرفتار در دام طبیب اسلامی یا چگونه تبریزیان سیاست مداران را فریفته خود کرد؟

“کتاب هاریسون سوخت و رفت، دیگر کتاب هاریسون در کار نیست،بیایید طب اسلامی بخوانید و بشریت را نجات دهید”

چند روزی است که آیت الله تبریزیان با آتش زدن کتاب هاریسون، سر و صدای زیادی به پا کرده است. بسیاری در این یک هفته برای نخستین بار، نام او را شنیدند و بسیاری هم با صدور بیانیه یا مقاله، سوزاندن کتاب، توسط یک روحانی را محکوم کردند. برای ما اما آیت الله تبریزیان، نام ناشناخته ای نبود. ما حداقل از سه سال قبل با کارهای او آشنا شدیم و با انتشار سه مقاله به ریشه های فکری کار او، فروشگاه داروییش و نهایتا حامیان پرقدرتش پرداختیم.

چندین سال است که تبریزیان به کار ویزیت بیماران و تولید و ساخت دارو مشغول بوده است و نکته عجیب آنکه هیچ یک از اقداماتش را مخفیانه انجام نداده بلکه کاملا علنی و در ملا عام به کار خود مشغول بوده است. بدون پشتوانه علمی، بیمار ویزیت کرده، بدون اساس علمی و قانونی دارو تولید کرده وبدون مجوز، نمایندگی هایش را در تمام کشور گسترده است. بدون مجوز شاگرد و مرید پرورش داده و تاکنون نه به قانونی پایبند بوده نه واجد مدرک علمی بوده و نه تاییدیه ای از مراجع ذی ربط داشته است. حال پرسش این است که پس چطور با چنین فردی برخوردی نشده است؟ آیا برای فردی دیگر هم امکان داشت، اینگونه بیمار ویزیت کند، دارو بسازد و مردمان را به کام مرگ بفرستد؟ قوه قضاییه و مراجعی که در زمانی کوتاه، بساط هر مدعی بدون مدرکی را برمیچینند، چگونه با این فرد برخوردی نکرده اند؟ راز این رویین تنی در چه بوده است؟

تبریزیان نه به قانونی پایبند بوده نه واجد مدرک علمی بوده و نه تاییدیه ای از مراجع ذی ربط داشته است. حال پرسش این است که پس چطور با چنین فردی برخوردی نشده است؟ آیا برای فردی دیگر هم امکان داشت، اینگونه بیمار ویزیت کند، دارو بسازد و مردمان را به کام مرگ بفرستد؟ قوه قضاییه و مراجعی که در زمانی کوتاه، بساط هر مدعی بدون مدرکی را برمیچینند، چگونه با این فرد برخوردی نکرده اند؟ راز این رویین تنی در چه بوده است؟

پیش از یافتن پاسخ این بیایید تا به سراغ مطالب چند روز اخیر کانال تلگرامی آیت الله ( پس از کتابسوزی) برویم تا شاید از این طریق، بیشتر با روشهای او آشنا شویم. پس از مرور مطالب چند روز اخیر این کانال، می توان دلایلی را که برای اقدام اخیر او اعلام شده اند، به این صورت جمع بندی کرد:

  1. تاکید بر یهودی بودن علم پزشکی: آیت الله معتقد است که علم پزشکی مدرن، ریشه در یهودیت داشته و مورد حمایت جریان های صهیونیستی فراملیتی است که از یک سو بدنبال به زانو در آوردن ملت های غیر یهود و از سوی دیگر در پی منافع مادی ناشی از فروش داروهایشان هستند. با این مقدمه (که البته به سنت آیت الله، سندی برای آن ذکر نمی شود) و از انجا که بنابر نظر ایشان، مبارزه با علم یهود و صهیونیسم جهانی، رسالت انقلاب اسلامی و شیعه است، نابودی علم پزشکی مدرن هم بایست هدفی مقدس برای همه شیعیان و انقلابیون تلقی گردد.
  2. پروژه نفوذ و اهمیت مقابله با آن: تبریزیان، طب مدرن را بخشی از پروژه نفوذ غرب میداند. بر این باور است که غرب به زور، دانش طب اسلامی را از دست ما گرفته و با نفوذ در فکر و اندیشه مسلمین، پزشکی مدرن را به آنها قبولانیده است. بنابر این و از آنجا که مبارزه با پروژه نفوذ از اهداف این روزهای حامیان حکومت معرفی می شود، نابودی پزشکی مدرن نیز می بایست بخشی از این مبارزه مقدس محسوب شود.
  3. تاکید بر کتاب سوزی بعنوان مصداق “انتقام سخت” : آیت الله با استفاده از ترکیب مشهور این هفته ها یعنی انتقام سخت تلاش می کند کتاب سوزی خود را انتقامی سخت از غرب و علم آنها معرفی کند و به آن لباسی حکومتی و رسمی بپوشاند.
  4. تاکید بر غرب ستیزی و استقلال طلبی: مدعی پایه گذاری طب اسلامی، با انگشت نهادن بر تمایلات غرب ستیزانه حاکم بر فضای فکری حاکمیت ایران، تلاش می کند پزشکی مدرن را بعنوان مصداقی از وابستگی به غرب معرفی کرده و در نتیجه پروژه خود را غرب ستیزانه و استقلال طلبانه تعریف کند.
  5. مقایسه کتاب سوزی با پرچم سوزی: تبریزیان اقدام خود را به نوعی مشابه رفتار این سالهای حامیان حکومت در ایران می بیند. در واقع کتاب سوزی را نیز از جنس سوزانیدن پرچم کشورهای غربی معرفی کرده و آنرا اقدامی نمادین برای محکومیت غرب گرایی می داند.

این موارد البته جز کوچکی از توجیهات و توضیحاتی است که توسط طبیب اسلامی روزگار ما، بعنوان انگیزه های سوزاندن کتاب هاریسون معرفی شده اند. در اینجا قصد نداریم به تک تک این علل بپردازیم چون دیگران، در این چند روزه به قدر کافی در این موارد سخن گفته اند. اما نکته ای که توجه مرا جلب می کند آن است که آیت الله به سهولت و با مهارت، توانسته صورت شعارهای حاکمیت را در اختیار خود گرفته و آن ها را برای اهداف خود به کار اندازد. شاید اگر کسی از پیشینه اقدامات او، کم سوادی اش در فقه و پزشکی، سودجویی اش در داروفروشی و سطحی نگری اش در شناخت ریشه های علم مدرن بی اطلاع باشد، با مشاهده این موارد، او را سربازی مخلص برای جنگ نرم تصور کند. آیت الله مفاهیمی مانند غرب ستیزی، ستیز با صهیونیسم، جنگ نرم، مبارزه با نفوذ، همه و همه را به یاری گرفته تا پوششی برای سودجویی خود دست و پا کند و با ساخت سپری از این مفاهیم، برخورد با خود را دشوار کند و شاید راز رویین تنی چندین ساله اش نیز جز همین سپر نباشد.

آیت الله مفاهیمی مانند غرب ستیزی، ستیز با صهیونیسم، جنگ نرم، مبارزه با نفوذ، همه و همه را به یاری گرفته تا پوششی برای سودجویی خود دست و پا کند و با ساخت سپری از این مفاهیم، برخورد با خود را دشوار کند و شاید راز رویین تنی چندین ساله اش نیز جز همین سپر نباشد.

البته که مقابله با علم مدرن و بیزاری از آن در کشور ما، ریشه های بسیاری دارد. از جهل نسبت به فلسفه و روشهای علم مدرن تا تحقیر طولانی که کشورمان، بواسطه عقب ماندگی تاریخی اش تحمل کرده و بسیاری دلایل دیگر که اینجا فرصت پرداختن به آنها نیست، همه و همه در مقابله با علم جدید موثرند ولی آنچه به این مرد، مصونیت بخشیده، احتمالا این موارد نیست، بلکه بیش از هرچیز، هنر و زبدگی او در پناه گرفتن پشت شعارهایی است که این روزها بیش از همیشه در جامعه ما مطرح میشوند. پررنگ شدن شعارها و همزمان، فاصله گرفتن از واقع گرایی و روشهای علمی، فضا را برای ظهور امثال تبریزیان فراهم کرده است. در مقاله قبلی نشان دادیم که تبریزیان، چگونه با معرفی خود بعنوان پیشتاز طب اسلامی، بسیاری از صاحبان قدرت و رسانه را بویژه در میان اصول گرایان، فریفته خود کرد و امکانات رسانه ای آنها را برای مدتها در اختیار خود گرفت. کار اصحاب طب اسلامی تا جایی پیش رفت که با پوشانیدن لباس شرع بر سودجویی خود، حتی موفق شدند با مراجعی مانند آیت الله نوری همدانی و علوی گرگانی نیز ملاقات کرده، و از نام و شهرت آنها بعنوان تاییدی بر کلاه برداری های خود استفاده کنند. در سالهای اخیر، استفاده زیرکانه و سطحی آنها از شعارهای رایج حکومتی، بسیاری از صاحبان حکومت را هم به تردید انداخته است. آنها نمی توانند تکلیف خود را با این پدیده روشن کنند. شاید حتی بسیاری را امیدوار هم کرده است: خدا را چه دیدید شاید هم این مرد به علم جدیدی دست یافته که غربی ها از آن بی اطلاع باشند!

اما عجیب ترین و مشهورترین مورد، شاید آیت الله هاشمی شاهرودی باشد. شخصی که از چند سال پیش از شروع بیماری اش، تاییداتی در مورد طب اسلامی از قول وی، در فضای مجازی موجود است. چه بسا او صادقانه و امیدوارانه در پی زایش طب اسلامی جدید از ذهن اصحاب تبریزیان بود ولی از بد حادثه کارش به جایی رسید که جان خود بر سر راه اعتماد به همین روشها، از کف داد. او قربانی چیزی شد که سالها در انتظار تولدش بود.

اما عجیب ترین و مشهورترین مورد، شاید آیت الله هاشمی شاهرودی باشد. شخصی که از چند سال پیش از شروع بیماری اش، تاییداتی در مورد طب اسلامی از قول وی، در فضای مجازی موجود است. چه بسا او صادقانه و امیدوارانه در پی زایش طب اسلامی جدید از ذهن اصحاب تبریزیان بود ولی از بد حادثه کارش به جایی رسید که جان خود بر سر راه اعتماد به همین روشها، از کف داد. او قربانی چیزی شد که سالها در انتظار تولدش بود.

زمانی که علم، روش علمی و واقع گرایی کمرنگ شود، و شعار و شعار زدگی و ظاهرنگری بجای آن بنشیند، هر فرد فرصت طلبی همچون تبریزیان خواهد توانست در پشت شعارهای پرطمطراق، پناه بگیرد و از این نمد برای خود کلاهی بدوزد. تلخی داستان آنجاست که شاهرودی و شاهرودی ها در آخرین پرده، قربانی کسانی می شوند که سالها برای تولدشان انتظار کشیده بودند. کسانی که شعارهای خود آنها را تصاحب میکنند، آنها را فریب می دهند و شاید حتی جانشان را می گیرند.

درباره نویسنده

امیرافراز فلاح

دانش آموخته پزشکی و بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
دستیار رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

پاسخ بدهید

اولین نفری باشید که نظر می دهید

مرا مطلع کن از
avatar
wpDiscuz
Powered by Themes24x7