آموزشی پرونده "از بین الملل تا خودگردان"

بین المللی که خودگردان شد، نگاهی به تاریخچه دانشگاههای بین الملل

دانشگاه

داستان دانشگاه بین الملل یا بعدها خودگردان به حدود هشت سال قبل باز می گردد. اولین بار در سال ۱۳۸۵ و در آغاز دولت نهم بود که زمزمه های دانشگاههای مشهور به بین الملل در ایران به راه افتاد. طنز تلخ تاریخ آنکه دولت عدالت محوری که رقیبانش را به بی توجهی به فقرا متهم می کرد خود در یکی از نخستین گامهایش سیستم آموزش عالی ایران را در مسیر یک تغییر بی سابقه قرار داد. تغییری که اجازه می داد ثروتمندان با تکیه بر پرداخت شهریه غول کنکور را دور زده و در واقع ثروت آنها تا اندازه زیادی، ملاک قبولیشان در دانشگاه باشد. چنین تغییری آن هم از جانب چنان دولتی بسیار بعید به نظر می رسید. البته آن روزها هنوز چند سالی زمان لازم بود تا عیار صداقت آن دولت رفته بر همگان روشن شود.
مسوولین وقت وزارت بهداشت و علوم، در توجیه این تغییر بی سابقه از لزوم احداث دانشگاهها و مراکزی برای برقراری ارتباط علمی بهتر با کشورهای دیگر سخن می گفتند. در واقع چنان که از نام این دانشگاهها پیداست، قرار بود محلی باشند برای تبادلات بین المللی علم و دانش. محلی برای پذیرش دانشجویان خارجی و محلی برای برقراری ارتباطات گسترده تر با مراکز دانشگاهی معتبر دنیا. تا آنجا پیش رفتند که مدعی شدند این دانشگاهها زیر ساخت هایی را که برای جذب استاد و دانشجوی خارجی از امکانات رفاهی تا تدریس به زبان خارجی لازم است، فراهم خواهد ساخت. در واقع کارویژه این مراکز و ماموریت اصلی آنها جذب دانشجویان خارجی بود که به نظر می رسید تا آن زمان، دانشگاههای دیگر ایران از پسش بر نیامده بودند. از سوی دیگر، مسوولین آن زمان از صاحبان سرمایه ای سخن می گفتند که سالانه برای ادامه تحصیل از کشور خارج می شوند و نهایتا پس از چند سالی تحصیل در دانشگاههای دسته چندم به کشور باز می گردند. این مسوولین معتقد بودند که در کنار برقراری ارتباطات بین المللی که هدف بنیادین این طرح است با دریافت هزینه تحصیل از داوطلبان ایرانی میتوان هم امکانات لازم را فراهم کرد و هم مانع خروج سرمایه این افراد از کشور شد. با این اهداف و در میان همه مخالفتهای موجود این دانشگاهها کار خود را آغاز کردند. دانشگاههای پزشکی تهران و بهشتی نخستین گام اجرای این طرح را در وزارت بهداشت با افتتاح مراکز بین الملل خود در کیش و قشم برداشتند.
سال ۱۳۸۷ و چند ماهی پس از پذیرش دانشجویان بین الملل در رشته پزشکی با رییس وقت دانشکده پزشکی تهران در قالب یکی از نشریات دانشجویی به گفتگو نشستم . دکتر امامی رضوی که بعدها تا معاونت وزارت بهداشت هم پیش رفت در آن مصاحبه بارها کوشید تا از زیر بار توضیح تعارض میان شعار وعمل دولت نهم خود خود را رها کند و نهایتا در پاسخ نارضایتی دانشجویان علاوه بر توضیحات ذکر شده در بالا تصریح می کرد که این دانشگاهها جدای از مراکز دولتی موجود خواهند بود و در واقع فضاهای آموزشی جدید برای آنها با پول شهریه خودشان ایجاد خواهد شد. حتی از بیمارستانی سخن رفت که قرار بود در بندرعباس ساخته شود تا دانشجویان شعبه کیش در همان استان، امکان ادامه دوره پزشکی خود را در مقطع بالینی نیز داشته باشند. شاه بیت سخنان دکتر امامی رضوی آن بود که امکانات دولتی مورد استفاده آنها نخواهد بود و نهایتا نیز مدرکی جداگانه خواهند گرفت. نگاهی کوتاه به قانون هم ادعای آن روز ایشان را تایید می کند که بر اساس قوانین موجود می بایست امکاناتی جدید و مجزا برای آموزش این افراد ایجاد می شد و در واقع یکی از اهداف این طرح نیز ایجاد امکانات جدید علمی و آموزشی برای کشور بوده است.

دکتر امامی رضوی رییس وقت دانشکده پزشکی دانشگاه تهران هرگونه استفاده از امکانات ولتی برای دانشجویان بین الملل را رد می کرد

دکتر امامی رضوی رییس وقت دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و معاون سابق وزارت بهداشت، هرگونه استفاده از امکانات دولتی برای دانشجویان بین الملل را رد می کرد

با این تفاسیر بود که این دانشگاهها علیرغم همه مخالفت ها براه افتادند. در اولین گام تقریبا همه دانشجویان ایرانی بودند و این با هدف بنیادین و حتی نام دانشگاه در تعارض بود. اما مسوولین وقت، نبود فرصت کافی را علت این ناکامی ذکر می کردند و وعده می دادند که در سالهای بعد با ایجاد امکان آموزش به زبان خارجی در این دانشگاهها هدف اصلی آنها محقق خواهد شد. گذر زمان اما نشان داد هیچ امکانی برای تدریس به زبان خارجی در شعبه های کیش و قشم دانشگاههای پزشکی شهر تهران ایجاد نشد. گویی که از اساس اراده ای هم برای آن وجود نداشت. به موازات آن، مجوز افتتاح این شعب بین الملل پزشکی یکی پس از دیگری به شهرهای مختلف اعطا شد. دانشگاههایی که تازه مجوز می گرفتند دیگر حتی به تنها نشانه بین الملل بودن این دانشگاهها که قرار داشتن در منطقه آزاد بود هم پایبند نماندند. در واقع مراکز بین الملل روز به روز گسترش می یافتند بی آنکه دانشجویی وارد کشور شود. نه تنها درسی به زبان خارجی در این مراکز تدریس نشد بلکه مراکز کیش و قشم هم در سالهای بعد بجای ایجاد امکانات جدید در همان مراکز، اقدام به بازگرداندن دانشجویان سالهای بالاتر به تهران نمودند. این گونه بود که این دانشجویان در بسیاری از مقاطع، شریک دانشجویان عادی در استفاده از امکانات دولتی شدند. هنوز اما داستان بین المللی شدن دانشگاههای ایران به پایان خود نرسیده بود. فاجعه زمانی به اوج خود رسید که ظرفیت پاره از مراکز دولتی در کنکور سراسری برای شرکت کنندگان عادی کاسته شد تا غیرمستقیم راه برای پذیرش بیشتر دانشجویان شهریه پرداز فراهم شود. در آخرین گام و در واقع آخرین برگ از داستان این طرح نام مراکز بین الملل به خودگردان تغییر یافت. در این واپسین گام صورت مساله هم پاک شد تا آخرین مرحله از اجرای طرحی شکست خورده با تغییر نام آن کلید بخورد. هدف اصلی طرح در نام جدید گم می شد و ماهیت این دانشگاهها دگرگون. حالا دیگر اسم و رسم این دانشگاهها یکی شده بود…
داستان این دانشگاه بین الملل قصه تلخ طرحی شکست خورده است. طرحی که با هدف جذب دانشجوی خارجی و با نام بین الملل ایجاد شد و در واقع تنها هدفی که برآورده کرد جلوگیری از خروج تعدادی از صاحبان سرمایه بود. نه دانشجوی خارجی جذب شد و نه تدریسی به زبان بین المللی انجام. نه ارتباطی منطقه ای و جهانی ایجاد کرد و نه یاری چندانی به تولید علم رساند. کار به جایی رسید که نه تنها دانشجویان شهریه پرداز از امکانات دولتی سود جستند بلکه نهایتا ظرفیت آزاد بعضی دانشگاهها برای تسهیل ورود هر چه بیشتر آنها کاهش یافت. طرحی که با هدفی دیگر شروع شده بود امروز تنها منبع درآمدی برای دانشگاهها شده است به عبارت دیگر باید جسارت کرد و گفت دانشگاههای ما امروز معتاد به این شهریه ها شده اند. مسیری که اگر اراده ای نیرومند راهش را سد نکند بزودی سیستم آموزشی ایران را به کل تغییر خواهد داد: دانشگاهها که راه درآمد خوبی یافته اند روز به روز اقبال بیشتری به این دانشجویان نشان می دهند و برخلاف قانون، ظرفیت های مخصوص دانشجویان عادی قربانی کمبود بودجه و ضعف مدیریت سیستم آموزشی ما خواهد شد. نهایتا خصوصی سازی درست در همان جا که نباید یعنی سیستم آموزش عالی به تمام و کمال و به قیمت ذبح عدالت اجرا خواهد شد.
این براستی نمونه ای است از آنکه چگونه سیاست گذاری نادرست می تواند نتایجی فراتر از چیزی که تصور می شود به بار آورد و اگر به موقع جلو آن گرفته نشود مانند گلوله برفی خواهد بود که نهایتا بهمنی مخرب از دلش زاییده خواهد شد.

درباره نویسنده

امیرافراز فلاح

دانش آموخته پزشکی و بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
دستیار رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

پاسخ بدهید

4 نظر برای مطلب "بین المللی که خودگردان شد، نگاهی به تاریخچه دانشگاههای بین الملل"

مرا مطلع کن از
avatar
مرتب کردن براساس:   جدیدترین نظر | قدیمی ترین نظر | نظر با بالاترین رای
سامان
Guest
اینا همش براى پول دراوردنه خودشونه…اگه یه سر به دانشگاه ما بزنید و وضعیت اساتید رو قبل از افتتاح دانشگاه بین الملل با بعدش مقایسه کنید میبینید که اساتیدى که قبلا بهترین ماشینشون ٢٠۶ بوده الان با ماشین هاى چند صد میلیونى میان و میرن…تنها حقى که اینجا خورده میشه دانشجویان عادى هستند که براى هر چیزى که بدست اوردن زحمت کشیدن و شب بیدارى کشیدن…اوضاع اونجا بدتر میشه که همین دانشجویان بین الملل توى بیمارستان با هر وسیله اى شده نمره پاسى رو میگیرن حتى شاید بدون اینکه یه بار مبحثى رو خوانده باشن…هین اقایون محترم فردا پزشک میشن… بیشتر
Mohsen Rostami
Guest
ای کاش شهریه این دانشجویان جهت بهبود زیرساخت ها هزینه میشد! تنها و تنها صرف حقوق و مزایای کارمندان و چندین هزار نیروی قراردادی استخدامی در دولت قبل میشه. دانشگاه در دره ای سقوط کرده که با این توان اقتصادی دولت فعلا قابل نجات دادن نیست… مشکلات اجرایی به قدری کمر شکن هستند که تنها دغدغه دانشگاه ها، توان پرداخت حقوق به کارمندان و ادامه حیات با امید به آینده است. راه برون رفت از این وضعیت چیست؟ لطفا نسخه ای از همین مقاله را برای دکتر جعفریان. بفرستید و نظر ایشان را جویا شید. مطمئناً نظرات خواندنی و جالبی… بیشتر
فرناز
Guest

موافقم.. سیاست گذاری ها در امور آموزشی، اصولاً در کشور ما منطقی نیستن.. اما چرا هیچکس اعتراضی به سهمیه ها نداره! خانواده شهدا، جانباز.. رزمندگان.. نیروهای مسلح و.. به نظر شما کسی که با رتبه ی چند برابر و با سطح علمی پایین تر و بدون پرداخت هیچ هزینه ای از امکانات دولتی استفاده میکنه، حق دیگران رو ضایع نمیکنه؟؟

wpDiscuz
Powered by Themes24x7