سرمقاله

برخورد وزیر بهداشت با منتقدین: سیاست زدایی یا سیاست ورزی؟

13940205-125343-d15d905d

وزیر بهداشت تاکنون یکی از محبوب ترین چهره های کابینه در افکار عمومی بوده است. اجرای طرح تحول سلامت و کاهش هزینه درمان مردم، انتقادات آشکار گاه و بیگاهش از جامعه پزشکی، عمل های چشم رایگان با پوشش رسانه ای، همه و همه دست به دست هم داده تا از او چهره ای محبوب و مردمی بسازد. حتی بسیاری از کارشناسان نیز لب به تحسین او گشوده و طرح های او را نیاز روز نظام سلامت دانسته اند. از همه این تعریف و تحسین ها که بگذریم یک مساله کمتر مد نظر قرار گرفته است و آن میزان نقدپذیری وزیر بهداشت و نوع نگاه او به منتقدین است. برخورد تند این روزهای او با پرستاران و جوابیه چند ماه قبلش در پاسخ به نامه دانشجویان می تواند تا اندازه ای رویکرد او به منتقدین را روشن سازد. درست است که مشکلات پرستاران تا اندازه ای متفاوت از مباحث روزمره این وبسایت است اما ما معتقدیم که سکوت در برابر این رفتار وزیر نه به سود اوست و نه به سود پزشکان. وزیر بهداشت، به کرات حرکات اعتراضی پرستاران را سیاسی کاری خوانده  و هشدار داده که حرکات سیاسی را بر نخواهد تابید. سوال ما این است که اساسا امر سیاسی از نظر وزیر بهداشت ما چه تعریفی دارد؟ قلمرو آن کجاست؟ تا جایی که ما می دانیم حرکات اعتراضی پرستاران شامل چند نوبت نامه نگاری به وزیر و رییس جمهور، شکایت به دیوان عالی و چند تجمع محدود و مسالمت آمیز بوده است. حال اینکه این حرکات سیاسی هست یا خیر از نظر ما پاسخ روشنی نمی تواند داشته باشد. بله هر حرکت صنفی از آنجا که تلاشی برای کسب سهمی بیشتر از قدرت است می تواند در حوزه امور سیاسی با تعریف کلاسیک سیاست، بگنجد ولی با این تعریف، همه امور صنفی هم سیاسی خواهند بود و از نظر وزیر قاعدتا مردود. در حین نوشتن این جملات ناخودآگاه به یاد برخورد مرحوم مدرس با مخالف بزرگش افتادم. زمانی که مخالف مشهور، از او خواسته بود در مجلس پا روی دمش نگذارد و مدرس زیرکانه در پاسخ گفته بود شما ابتدا محدوده دم خود را تعریف کنید تا ما تکلیف خود را بدانیم.

متاسفانه گاه این تصور به ذهن انسان می رسد که شاید سیاسی خواندن دیگران، خود ابزار و سیاستی برای خاموش کردن صدای مخالفین باشد.
از این داستان گذشته ما بعنوان مخاطبان و همکاران وزیر محترم از ایشان دو سوال روشن داریم نخست اینکه حوزه سیاست از نظر ایشان چگونه تعریف می شود؟ دوم اینکه به چه دلیل، کار سیاسی مردود و مطرود است؟  آیا جز این است که خود ایشان با این تعاریف گسترده از امر سیاسی از صبح زود تا پاسی از شب به کار سیاسی مشغول اند؟ متاسفانه گاه این تصور به ذهن انسان می رسد که شاید سیاسی خواندن دیگران، خود ابزار و سیاستی برای خاموش کردن صدای مخالفین باشد. در واقع در جامعه ای سیاست زده و بدبین به سیاست، وزیر بهداشت می کوشد تا با سیاسی خواندن مخالفین اولا آنها را ساکت کند و ثانیا و در لفافه خود را غیر سیاسی و مردمی معرفی کند. آخرین نمونه از چنین برخوردهایی را می توان در رد صلاحیت های پرستاران مشاهده کرد. جایی که خشونت کلامی وزیر نهایتا به حذف و رد صلاحیت منتقدین مبدل شده است. این رفتار با فعالین نظام پرستاری را بدون شک باید شکلی از خاموش کردن صدای مخالفین دانست. رفتاری که با هیچ متر و معیاری نه اخلاقی است و نه  دموکراتیک.

 چند ماه قبل وزیر بهداشت با ترتیب دادن مراسم رسمی برای نقد طرح تحول سلامت و دعوت از کارشناسان مخالف و موافق نشان داد که حداقل تا اندازه ای نظر منتقدین را می شنود. ما همه امیدوار شده بودیم که این بار وزیری بر سر کار است که صبورانه ساعت ها می نشیند و نظر کارشناسان را می شنود. چنان که نشست و شنید. اما حالا با این برخوردهای اخیر نمی دانیم که کدام رفتار وزیر را معیار قضاوت قرار دهیم. زمانی که دو رفتار وزیر را کنار هم قرار می دهیم، تنها نتیجه ای که می توان گرفت این است که آقای وزیر با انتقاد موافق اند اما تا آن زمان که در جایی که ایشان تعیین کرده و زمانی که ایشان خواسته طرح شود. او می خواهد اراده اش ورای اراده منتقدین و تعیین کننده رفتار آنها باشد. می پذیرد در حضورش و در زمانی که خودش بخواهد از او انتقاد کنید اما هر تلاشی برای تجمع یا نامه نگاری خارج از حوزه نفوذش را بر نمی تابد. هر مخالفتی سیاسی است مگر آنکه در حیطه قدرت ایشان و تحت کنترل او باشد.

فرهنگ نقد و تحمل مخالفین حلقه گم شده نظام مدیریتی در ایران است. این تنها وزیر بهداشت نیست که به منتقدین و فعالان صنفی به چشم بدخواه و “سیاسی کار” نگاه می کند، بلکه بسیاری دیگر از مدیران کشور ما هم چنین نگاهی دارند. هر حرکت و تشکل صنفی دائما خود را در معرض تهدید مدیران بالادست می بیند و به این ترتیب هیچ حرکت صنفی بلندمدتی پا نمی گیرد. وزیر بهداشت از بسیاری جهات، شایسته تحسین است و نه فقط ما که بسیاری از کارشناسان به این واقعیت اذعان دارند اما دلسوزانه می گوییم که باید بداند اگر منتقد، فعال صنفی و حتی مخالف را به رسمیت نشناسد، دیر یا زود با دشواری های فراوانی در تعامل با زیردستانش مواجه خواهد شد. دشواری هایی که هیچ بعید نیست او را از اهداف بلندش دورتر و دورتر سازد…

درباره نویسنده

امیرافراز فلاح

دانش آموخته پزشکی و بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
دستیار رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

پاسخ بدهید

اولین نفری باشید که نظر می دهید

مرا مطلع کن از
avatar
wpDiscuz
Powered by Themes24x7