دانش آموختگان

دستیار دکتر پیرزاده در گفت و گوی اختصاصی با صدای پزشکان: استاد برای ویزیت بیمار از بیمارستان خارج شد

photo_2015-07-24_17-08-03

خبرهای متفاوت و حتی متناقض بسیاری در مورد مرگ دکتر پیرزاده پزشک سرطان شناس اردبیلی منتشر شده است. صدای پزشکان در مطلبی جداگانه به این خبرها پرداخته است. برای روشن تر شدن ابعاد موضوع، موفق شدیم با آخرین کسی که دکتر پیرزاده را سالم، و بدون زخم و جرح دیده است صحبت کنیم: دکتر امیرحسین میر باقری که در آخرین ویزیت دکتر پیرزاده در بخش هماتولوژی بیمارستان امام خمینی اردبیل همراه استاد بوده است، از آن پنج شنبه منحوس می گوید. لازم به توضیح است که صدای پزشکان  آمادگی دارد تا هر خبر مستندی را در این موضوع منتشر کند.

سلام آقای دکتر. لطف کنید خودتان را کامل معرفی کنید.

بله، خواهش می کنم. دکتر امیرحسین میرباقری هستم. دستیار سال ۳ رشته داخلی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل.

چند سال است که استاد پیرزاده را می شناسید ؟

حدود سه سال. از همان وقتی که تحصیل رشته داخلی را در اردبیل شروع کردم.

در مورد ویژگی های شخصیتی استاد پیرزاده کمی صحبت می کنید ؟ چگونه انسانی و چگونه پزشکی بودند ؟

استاد پیرزاده با اینکه سن زیادی نداشتند، استادی بسیار با سواد و مسلط به کارشان بودند. ایشان انسان دلسوز، متین، خوش برخورد و مهربانی بودند. در این سه سال که ایشان را می شناختم، به یاد ندارم کسی کدورتی از ایشان داشته باشد. همچنین بسیار مومن بودند و بسیاری از مورنینگ هایشان را در ماه رمضان تعطیل می کردند تا فرصت بیشتری برای عبادت باشد.

تا به حال درگیری خاصی با مریض یا همراهان مریض داشتند ؟ مثل درگیری هایی که برای خیلی از پزشکان به طور روزمره  پیش می آید ؟

خیر، به هیچ عنوان. باوجود اینکه تخصص ایشان ایجاب می کرد که با مریض های اکثرا بدحال و همراهان اکثرا عصبانی و مضطرب در ارتباط باشند، من هرگز ندیدم ایشان با کسی درگیری داشته باشند. ایشان حتی در مواردی که هیچ کاری از نظر پزشکی نمی شد برای مریض انجام داد، سعی می کردند روحیه مریض و همراهان را حفظ کنند.ایشان جمله معروفی داشتند و می گفتند: هیچ وقت امید یک بیمار را ناامید نکنید. این امید شاید آخرین درمان باقیمانده برای بیمار باشد.

دکتر میرباقری روز حادثه شما با استاد پیرزاده بودید؟

بله. پنج شنبه روز اول روتیشن این ماه ماه بود و من برای سومین بار در طول تحصیلم شاگرد استاد شدم.

در مورد صبح روز حادثه توضیح می دهید؟

ایشان ساعت ۱۰ وارد بخش هماتولوژی ( خون ) شدند. با لبخند همیشگی و خوش رویی شروع به ویزیت بیماران کردیم که تعدادشان هم زیاد بود. چون استاد پیرزاده تنها پزشک فوق تخصص خون در اردبیل بودند.

استاد مثل همیشه بودند ؟ رفتار یا برخورد خاصی متفاوت از روزهای قبل نشان ندادند ؟

خیر. بدو ورود از من پرسیدند که این ماه با شما هستیم؟ گفتم بله استاد، یک ماه مزاحمتون هستیم. استاد لبخندی زند و گفتند باعث سعادت ماست. مریض ها را با حوصله ویزیت کردند. از من و اینترن ها هم در مورد مریض ها سوال می کردند وتوضیحات لازم را به ما می دادند.

در خبرها آمده است که با استاد تماس می گیرند و برای ویزیت بیمار درخواست می کنند که استاد به خانه یکی از بیمارانشان مراجعه کنند. شما متوجه تلفنی در این زمینه شدید؟

بله. تماس گرفته شد. البته تلفن خاصی نبود. مثل همیشه که با استاد تماس می گرفتند. استاد در جوابشان گفتند که بعد از ویزیت بیماران بخش برای ویزیت بیمار ایشان نیز به خانه شان خواهند رفت.

بله. تماس گرفته شد. البته تلفن خاصی نبود. مثل همیشه که با استاد تماس می گرفتند. استاد در جوابشان گفتند که بعد از ویزیت بیماران بخش برای ویزیت بیمار ایشان نیز به خانه شان خواهند رفت.

یک بار تلفن شد یا چند بار ؟

در این مورد یک بار با تلفن حرف زدند.

شما تا ساعت چند با استاد بودید ؟

من تا آخر ویزیت بیماران همراه استاد بودم و همراه ایشون تا درب خروجی بیمارستان هم رفتم. ساعت ۱۱:۳۰ بود و استاد گفتند که برای ویزیت بیمار تشریف می برند.

شما بیما رو نمی شناختید ؟

نه، نمی شناختم.

همراه ایشون تا درب خروجی بیمارستان هم رفتم. ساعت ۱۱:۳۰ بود و استاد گفتند که برای ویزیت بیمار تشریف می برند.

شما از اتفاق افتاده برای دکتر اطلاع بیشتری ندارید ؟ این که چه گونه این حادثه اتفاق افتاده است؟ از همکارای جراح که در آخرین لحظات پیش دکتر بودند اطلاعات بیشتری نگرفتید ؟

ظاهرا ایشان با ضربه قمه به قفسه سینه و پارگی قلبشان فوت کردند. قاتل هم همراه بیمار بوده اند که پس از اقدام به قتل پشیمان می شوند و با ۱۱۵ تماس می گیرند و خودش هم با آمبولانس تا بیمارستان فاطمی آمده بود.یک جوان ۱۶-۱۷ ساله.

آقای دکتر میرباقری خیلی خیلی ممنونم. کمک بزرگی کردید برای روشن تر شدن ابعاد حادثه.

خواهش می کنم. صحبت کردن در مورد این فاجعه برای من خیلی سخت است. هنوز باورم نمی شود که دکتر پیرزاده بین ما نیست. از دیروز تا به حال به اندازه تمام عمرم گریه کرده ام. اما وظیفه ام بود که برای روشن شدن ابعاد موضوع و جلوگیری از سو استفاده ی احتمالی این مطالب را بیان کنم. از شما هم ممنونم

منم همین طور. به شما تسلیت می گم و امیدوارم دیگر چنین اتفاقات تلخی را شاهد نباشیم.

درباره نویسنده

احسان قدیمی

فارغ التحصیل رشته پزشکی و گواهینامه عالی بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
ورودی 95 رشته ی ارتوپدی، دانشگاه علوم پزشکی تهران

پاسخ بدهید

30 نظر برای مطلب "دستیار دکتر پیرزاده در گفت و گوی اختصاصی با صدای پزشکان: استاد برای ویزیت بیمار از بیمارستان خارج شد"

مرا مطلع کن از
avatar
مرتب کردن براساس:   جدیدترین نظر | قدیمی ترین نظر | نظر با بالاترین رای
مسعود
Guest

مدویس مثل همیشه عالی

یاشار
Guest

سلام ما با همسایگان قاتل و دوست او صحبت کردیم. قاتل ۲۳ ساله است و لیسانس زبان دارد. دادستانی اردبیل هم این را اعلام کرد. این دستیار از کجا می داند دکتر به منزل همان فرد بیمار رفته است؟! شاید نقش بازی کرده و موضوع دیگری در کار بوده است؟!

e.i
Guest
بنده فامیلی نه چندان نزدیک با دکتر پیرزاده دارم و خودم هم ، هم ده سال از ایشون کوچکترم و هم تحصیلات پایین تری دارم ، لیکن برام خیلی جالب بود که ایشون انقدر متواضع و پاک سرشت بودند که علیرغم سن و تحصیلات بالاتری که داشتند در سلام دادن و احوالپرسی کردن پیشدستی میکردند (با روی گشاده و لبخندی که همیشه بر لب داشتند) ، برای من این رفتار متفاوت ایشان خیلی دوست داشتنی بود و واقعا چنین فرد فرهیخته ای اگر تو شهرهای دیگر میزیست الان تو آرامگاه مفاخر شهرشون دفنش کرده بودند ، مسئولین محترم از طرف… بیشتر
مهدی
Guest

اونوقت جناب وزیر چرا حرف متفاوتی میزنن؟!؟!

شکوفه
Guest

در امپراطوری علف های هرز

بریدن سر گل ها

مقدس ترین مراسم است

wpDiscuz
Powered by Themes24x7