سرمقاله

رابطه ی پزشک و بیمار: دیوار بلند بی اعتمادی

social-enterprise2

قتل دکتر پیرزاده، پزشک انکولوژیست اردبیلی حادثه ای دلخراش بود. جامعه پزشکی به دلیل حساسیت موضوع و اهمیت غیر قابل انکار آن به درستی پیگیر جزییات این حادثه و به دنبال کشف حقیقت است. صدای پزشکان نیز سعی کرده است در این مدت رسالت خود در اطلاع رسانی دقیق و بی طرفانه را انجام بدهد.
فارغ از آنکه این قتل به دلیل رابطه ی پزشک – بیمار یا مشکلات شخصی انجام شده است، اتفاقات پیرامون آن و پس از آن اهمیت فراوانی دارد. این حادثه را باید نقطه عطفی دانست در یک مسیر طولانی: در مسیر اختلال در رابطه ی نه چندان مناسب افکار عمومی و پزشکان و افزایش روز افزون بی اعتمادی بین آنها. پزشکان بیماران را به خشونت و بدرفتاری محکوم می کنند، مردم پزشکان را به بی مسئولیتی و فساد مالی. شایعات از هر سو به گوش می رسند و منابع رسمی و مسئول هم سعی می کنند با حضور در عرصه رسانه ای فضا را بر شایعات تنگ تر کنند. اما به نظر می رسد کاری سخت برای جلب اعتماد جامعه پزشکی داشته باشند. بی اعتمادی افکار عمومی نسبت به رسانه های رسمی در رابطه ی پزشکان با این رسانه ها بسیار پررنگ تر است. تمرکز عجیب و غیر عادی رسانه ملی بر نارسایی های موجود در سیستم سلامت کشور و نسبت دادن تمامی مشکلات به پزشکان، این بی اعتمادی را تعمیق کرده است. رسانه ها مدتهاست پزشکان را بیش از هر گروه دیگری آماج انتقادات به جا و نابه جای خود قرار داده اند. پزشکان هم کاملا بی اعتماد به رسانه های رسمی پیگیر خبرها از طریق فضای مجازی هستند. اعتماد و گفت و گو در این فضا تنها چیزیست که هیچ خبری از آن نیست.
پزشکان با مردم به عنوان کلیتی یکسان، بدون تفاوت و کاملا مشابه روبرو می شوند و منتقدان نیز جامعه پزشکی را با شاخص های منفی یکسان بدون هیچ تفاوت مشخصی مورد انتقاد قرار می دهند. نگاه توده ای، کلی، غیر دقیق و غیر کارشناسانه به عملکرد گروه های مختلف اجتماعی و یکسان پنداشتن همه افراد و از میان بردن عمدی تفاوت های عمده، مهم ترین شاخص این فضای غبارآلود و متاسفانه تنفرآمیز است. این یکسان پنداری شاید میان بری برای فرار از ارائه تحلیل های دقیق و مبتنی بر شواهد است. یک تمایل شخصی برای اظهار نظر در مورد همه چیز و همه کس، در سریع ترین زمان ممکن.

واقعیت تلخ این است: گروه های مختلف اجتماعی با منافع مختلف، در جامعه ما قادر به گفت و گوی سازنده به دور از خشونت نیستند. گروه های مختلف به دور از هم زیست می کنند، نه کنار هم

اما راه را به خطا رفته ایم اگر این موضوع را در بستر اجتماعی آن تحلیل نکنیم و آن را حادثه ای تنها و به دور از سایر کنش های اجتماعی جاری بدانیم. واقعیت تلخ این است: گروه های مختلف اجتماعی با منافع مختلف، در جامعه ما قادر به گفت و گوی سازنده به دور از خشونت نیستند. گروه های مختلف به دور از هم زیست می کنند، نه کنار هم و قادر به تعامل سازنده با یکدیگر نیستند. هیچ اعتمادی در میان نیست، شمشیرها از رو بسته شده اند. همانطور که بسیاری از ما به عنوان یک فرد قادر به گفت و گو با دیگرانی که متفاوت از ما می اندیشند نیستیم، در قالب گروه های اجتماعی نیز همان می کنیم که در زندگی شخصیمان می کنیم. نگاه صفر یا صد، شکست یا پیروزی بر تمامی روابطمان سایه افکنده است. همان تفکری که در بزرگترین ساحت سیاست در زندگی ما – مذاکرات هسته ای – سالهای سال تفکر مسلط بود. همان تفکری که میان بزرگترین گروه های سیاسی ما نیز در جریان است: تمایل به حذف و شکست دادن، به جای گفت و گو و زیست مسالمت آمیز کنار هم با تقسیم قدرت. همان تفکری که ما را حق مطلق و دیگری را شر مطلق می پندارد. فقدان سرمایه اجتماعی و بی اعتمادی شدید در جامعه، شاید کلید فهم درست تر موضوع باشد.

در موضوع رابطه پزشک بیمار نیز، جدال ها و تهمت ها گاه چنان تیز و تنفرآلود و پر از بغض است که گاهی فراموش می شود که ما پزشکان سالهای سال و بیشترین ساعات زندگی خویش را با بیمارانمان خواهیم گذراند. بیماران نیز در بحرانی ترین و مهم ترین لحظات زندگی خویش نیازمند پزشکانی چون ما خواهند بود. هیچ گریزی از این رابطه نیست. ما ساکنان یک کشتی هستیم و مجبور به گفت و گو و تعامل. اما اگر به جای این اعتماد، تنفر بنشیند، هیچ طرفی سود نخواهد کرد و  این بار بازی نه تنها برد برد نیست، که حتی برد باخت هم نیست: این بازی دو سر باخت است

درباره نویسنده

احسان قدیمی

فارغ التحصیل رشته پزشکی و گواهینامه عالی بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
ورودی 95 رشته ی ارتوپدی، دانشگاه علوم پزشکی تهران

پاسخ بدهید

اولین نفری باشید که نظر می دهید

مرا مطلع کن از
avatar
wpDiscuz
Powered by Themes24x7