یادداشت

اندکی صبر، تامل بایدش: تحلیلی بر حواشی قتل دکتر پیرزاده

نظرات نویسندگان مهمان، لزوما منطبق با دیدگاه صدای پزشکان نیست.

((دکتر پیرزاده پزشک انکولوژیست توسط همراه بیمار بر اثر ضربات چاقو به قتل رسید.))

این خبری بود که روزهای پیش بر روی سایت ها و خبرگزاری ها کار شد، خبری  شوک آور که بلافاصله بازتاب وسیعی را نسبت به این واقعه در میان جامعه پزشکی به همراه داشت و در میان جامعه پزشکی پیرامون واکنش به این حادثه بحث ها و نظرات متفاوتی در گرفت. عده ای که از رفتارها و هجمه شدید انتقادات نسبت به جامعه پزشکی که در ماه های اخیر افزایش چشمگیری داشته است، دلخور بودند، این حادثه را نتیجه این انتقادات بی جا و جو روانی شدید علیه پزشکان می دانستند، انتقاداتی که به واقع در خیلی از موارد رگه هایی از بی انصافی در آن دیده می شد و خوب و بد را با یک چوب می زد و به مانند سیلاب تمامی تلاش های کادر درمانی کشور را به جلگه فراموشی می سپرد. این گروه از جامعه پزشکی لبه تیز انتقادات خود را نسبت به صدا و سیما و رسانه ها و حتی شخص وزیر بهداشت نشانه گرفتند، زیرا آنها را مقصر اصلی این هجمه انتقادات و تخریب ها می دانستند و این واقعه را نتیجه این هجمه. با ورود دستگاه های امنیتی و قضایی داستان سیر دیگری پیدا کرد و به طور کلی هرگونه رابطه بین پزشک و بیمار تکذیب شد و نشانه هایی از بایکوت خبری عجولانه این موضوع به چشم می آمد. این در حالی بود دانشجویان و همکاران و نزدیکان دکتر پیرزاده متفق القول در مصاحبه ها و گفته هایشان ذکر می کردند که دکتر بعد از تماسی تلفنی از طرف اطرافیان بیمار به خانه اش مراجعه نموده است و در آنجا به قتل رسیده است.

اما این پایان ماجرا نبود، هنوز ساعتی نگذشته بود که در بخش نظرات سایت ها و شبکه های اجتماعی بحث های زیادی پیرامون این موضوع درگرفت و با بالا گرفتن بحث ها و احساسی شدن نظرات، در فضایی به دور از تعقل، مجادله ای شدید مابین بخشی از مردم و عده ای از پزشکان بوجود آمد، مجادله ای که سابقا پیرامون پخش فیلم مهران مدیری نیز شاهد آن بودیم، با این تفاوت که مکالمه بین طرفین این بار خیلی تندتر و به دور از انصاف و تامل بود و از آن مهم تر، این بار فارغ از مباحث عنوان شده یک نفس به قتل رسیده بود. کار به آنجایی رسید که عده ای حتی به طرفداری از قاتل برآمدند و او را منتقم خون عزیزانشان از پزشکان قاتل دانستند.

فارغ از واقعیت ماجرا و مقصران این جریان که شرح آن به اختصار رفت، موضوع هشداردهنده ای خود را در شبکه های اجتماعی و سایت ها نشان داد. مخدوش شدن رابطه پزشکان با مردم و سوءتفاهمات زیادی که در این رابطه وجود دارد. خبر دستگیری جراحی توسط دادستان در شهر نورآباد و عکس های سلفی دانشجویان با اجساد که بعدا مشخص گردید تنها یکی از آنها مربوط به دانشجویان پزشکی است، بر شدت و حدت این سوءتفاهمات افزود که سعی داریم به پاره ای از این سوءتفاهمات بپردازیم.

فارغ از واقعیت ماجرا و مقصران این جریان که شرح آن به اختصار رفت، موضوع هشداردهنده ای خود را در شبکه های اجتماعی و سایت ها نشان داد. مخدوش شدن رابطه پزشکان با مردم و سوءتفاهمات زیادی که در این رابطه وجود دارد.

۱- براستی هیچکس منکر وجود اشتباهات و قصور پزشکی نیست. قصوری که در همه مشاغل وجود دارد، هرچند در مورد سلامتی افراد باید حساسیت بیشتری به خرج داد و حتما می بایست توسط مراجع ذی صلاح قصور پزشکی پیگیری شود، ولی نکاتی را نیز باید ذکر نمود. اولا عمر در ید خداوند می باشد و ثانیا در بسیاری از روندهای درمانی شانس موفقیت پایین است و انتظار بهبودی کامل و یا حتی نسبی بیجاست و این هیچ ارتباطی با قصور پزشکی ندارد و در ضمن انتخاب نوع درمان در بسیاری از موارد بسته به نظر پزشکان متفاوت است و ممکن است بین چند پزشک اختلاف نظر وجود داشته باشد و باز این مقوله و بسیاری از موضوعات دیگر مانند عوارض پروسه های درمانی که فرصت بیان آن نیست، هیچ ارتباطی با قصور پزشکی ندارد. ولی متاسفانه به خاطر شرایط بحرانی و استرسی بیمار و همراهانش که امکان قضاوت صحیح را از آنان سلب می کند، همه اینها به پای قصور پزشکی زده می شود.

۲- پزشکان شاید مهمترین نقش را در امر درمان داشته باشند ولی امر درمان توسط یک تیم درمانی متشکل از پزشک و غیرپزشک تشکیل شده است و نباید تمام انتقادات را متوجه آنان دانست. درضمن به نظر نگارنده متن، بخش اعظم کاستی ها مربوط به قصور افراد نیست بلکه نشئت گرفته از کاستی های مربوط به ساختار تشکیلاتی و کمبود امکانات است که اصلاح آنان را باید از سیاست گزاران امر سلامت مطالبه نمود، نه از پزشکان. به طور مثال بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت، شاهد مراجعه چند برابری به مراکز درمانی دولتی هستیم، درحالیکه کادر درمانی و امکانات هیچ تفاوتی نکرده است و همین زمینه بسیاری از نارضایتی ها گردیده است.

پزشکان شاید مهمترین نقش را در امر درمان داشته باشند ولی امر درمان توسط یک تیم درمانی متشکل از پزشک و غیرپزشک تشکیل شده است و نباید تمام انتقادات را متوجه آنان دانست.

۳- هستند عده ای از پزشکان که متاسفانه برخلاف سوگند پزشکی خود بیمار را به مثابه قلک پول می بینند و برخورد قانونی با این سودجویی ها از سلامت مردم درخواست همه است ولی این را نباید به پای تمام پزشکان زد. هیچ کس منکر گرفتن زیرمیزی توسط معدودی از پزشکان آن هم محدود در مراکز خصوصی نیست اما این نکته را نیز باید ذکر نمود که اصولا گرفتن زیرمیزی تنها در چند رشته جراحی مقدور است و درضمن اگر تعرفه های درمانی معقول باشد و با سیاست گزاری درست، رابطه مالی مستقیم بین پزشک و بیمار حذف گردد، قطعا این پدیده ناپسند رو به افول می گذارد.

۴- هرچند درآمد به نسبت خوب جامعه پزشکی نسبت به متوسط جامعه انکار نمی گردد و در همه کشورها این رویه مشابه است و طبعا در یک نظام کمونیسیتی زندگی نمی کنیم که انتظار برابری حقوق بین مشاغل را داشته باشیم ولی بسیاری از صحبت ها که در مورد درآمد پزشکان زده می شود، به دور از واقعیت است. همچنین توزیع درآمد بین پزشکان کاملا ناعادلانه است که اکثریت قریب به اتفاق پزشکان نیز نسبت به آن انتقاد شدیدی دارند.

۵- پزشکان هم همانند سایر انسان ها احساس دارند ولی حرفه آنها اقتضا می کند در تصمیمات خود به دور از احساسات، معقولانه برخورد کنند تا بهترین تصمیم گرفته شود و در ضمن اگر در رفتار اجتماعی و اخلاقی پزشکی کاستی وجود دارد، فراموش نکنیم پزشکان هم افرادی از همین جامعه و ملت هستند و در همین جامعه تربیت گردیده اند و پزشک متولد نشده اند، هرچند از یک پزشک انتظارات خیلی بیشتر است.

مواردی که ذکر گردید تنها بخشی از مواردی بود که ایجاد سوءتفاهم نموده است. بدون شک بیشترین آسیب در مخدوش شدن رابطه پزشک و بیمار به سلامت جامعه وارد می شود و وظیفه رسانه ها، صداوسیما و وزیر بهداشت این است که به جای دامن زدن به این سوءتفاهمات، حال به عمد برای جذب مخاطب و کسب محبوبیت و یا به سهو، تلاش کنند این موارد را برای عموم روشن کنند و اگر انتقادی هم هست، انصاف را نیز رعایت کنند و مسئولین سلامت نیز ضمن برطرف کردن کاستی ها با متخلفین برخورد نمایند.

در پایان نگارنده درخواست دارد برای ترمیم رابطه مقدس پزشک و بیمار، مردم انصاف را در انتقادات خود رعایت کنند و پزشکان نیز در برخورد با انتقادات سعه صدر بیشتری به خرج دهند  و با قبول کاستی ها سعی کنند آنان را برطرف نمایند.

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

درباره نویسنده

سید سعید مؤذنی

ورودی 90 رشته پزشکی دانشگاه تهران و نویسنده ی مهمان صدای پزشکان است

پاسخ بدهید

1 نظر برای مطلب "اندکی صبر، تامل بایدش: تحلیلی بر حواشی قتل دکتر پیرزاده"

مرا مطلع کن از
avatar
مرتب کردن براساس:   جدیدترین نظر | قدیمی ترین نظر | نظر با بالاترین رای
مسعود
Guest

سعید خان عالی. باز هم بنویسید لطفاً. ممنون از مدویس که فضای تضارب آرا رو ایجاد می کنه.

wpDiscuz
Powered by Themes24x7