فراسوی پزشکی

دولت کارگزار، مفهومی دموکراتیک

پوپولیسم

معنای دولت و ملت، از پوپولیسم تا دموکراسی

” ملت ما فکر می کند که …”

” مردم پاسخ این حرکت را چنین و چنان خواهند داد …”

” مردم این حرکت را محکوم می کنند و خواستار …”

 جملات فوق را از قول سخنگوی دولت “آ” در نظر بگیرید و حالا به جملات سخنگوی دولت “ب” توجه کنید:

” ما دردولت فکر می کنیم که …”

” کشور “ب” پاسخ این حرکت را چنین و چنان خواهند داد …”

” دولت “ب” این حرکت را محکوم می کنند و خواستار …”

به نظر می رسد همه بر این نکته اتفاق نظر دارند که زبان علاوه بر نقش مهمش در ارتباط برقرار کردن، به افکار افراد نیز شکل می دهد یا دستکم بازتابی از تفکرات افرادی است که از آن زبان استفاده می کنند. از این نظر شاید مقایسه گزاره های مطرح شده توسط سخنگوی دولت “آ” و “ب” جالب باشد. در نگاه اول به جملات سخنگوی “آ” می بینیم که فاصله ای بین مفهوم دولت و ملت وجود ندارد، دولت به صورت وجدانی، از تفکرات ملت خبر دارد. اعمالی که احتمالا توسط دولت در پاسخ به ” این حرکت ” اتفاق می افتد در حقیقت عملی است که ملت انجام خواهد داد و همچنین دولت تنها سخنگویی از سوی مردم است که در جامعه جهانی از سوی آنان “این حرکت” را محکوم می کنند. اما در گزاره های سخنگوی “ب” اثری از مردم نیست. همه اش دولت است و دولت و دولت!

حالا در فهرست رتبه بندی کشور ها از لحاظ  شاخص دموکراسی که توسط گروه اکونومیست ارائه شده به دنبال کشور “آ” و “ب” می گردیم. کشور “ب” با شاخص عددی حدود ۸،  رتبه ای زیر ۲۰ دارد و کشور “آ” با شاخص عددی حدود ۲، از بین ۱۶۷ کشور فهرست جایگاهش در بین ۱۰ کشور قهقرای جدول است. ماجرا از چه قرار است؟ باز هم دستی از سوی توطئه گران در جریان است؟ با وجود احترام برای این نظر، بیایید این احتمال را در نظر بگیریم که این رتبه بندی چندان مغرضانه و اشتباه نباشد و به دنبال توضیح دیگری بگردیم. همچنان که واکنش منفی از سوی افراد شاخص ضد نظام سلطه جهانی مانند نوام چامسکی و ادوراد هرمان بر ضد این رتبه بندی دیده نشده. و با توجه به سابقه این افراد در محکومیت رتبه بندی های مشابه به علت وابستگی آنان به نظام سلطه شاید نگاه خوشبینانه چندان بی ربط نباشد.

در دموکراسی، دولت نه مانند پوپولیسم خلاصه و فرزند ملت است نه مانند دیکتاتوری پدر ملت. دموکراسی نه رومانتیک است مانند پوپولیسم  و نه قهرمانانه است مانند دیکتاتوری ، دموکراسی رمانی خشک و بی قهرمان است در جهان راز زدایی شده امروز.
پس با وجود نظر دولت “آ” در یکی بودن با مردم چرا این دولت را دولتی دموکراتیک در نظر نمی گیرند؟ این پارادوکس از تفاوت دموکراسی و پوپولیسم ناشی می شود، اساسا در دموکراسی دولت نه قرار است خلاصه ملت باشد نه فرزندش و نه پدرش! در دموکراسی، دولت کارگزار جامعه است. مردم از طریق انتخابات از بین گزینه های پیش رو با توجه به برنامه های از پیش اعلام شده، گزینه مورد پسند خود را انتخاب می کنند، در این میان به علت ساز و کار انتخابات معمولا دولت برآیند انتخاب اکثر مردم خواهد بود و نه تمام آحاد جامعه. دولتی که از این طریق بر سر کار می آید نه ادعای سخن گفتن از طرف مردم کشور را دارد و نه اعمال خودش را به مردم نسبت می دهد، و اصولا اگر هم بخواهد نمی تواند. چنان که مردم از گروه های متکثر با عقاید و نظرات متنوع تشکیل شده است که سخن گفتن از طرف تمامی آنها امکان پذیر نیست و ادعایی گزاف است . اما در پوپولیسم چنین مشکلی وجود ندارد، مردم یا ملت توده ای بی شکل و همگن هستند که دولت منتخب تمام آنان ( تاکید می کنم که ” تمام” آن توده فریاد کش سخنرانی ها، تمام آن مردم خوب  و شریف و …) است و طبیعی است که برای خود شأنی متفاوت از کارگزار قائل باشد. دولت در این وضعیت می تواند عصاره، خلاصه، تجسم، نوکر و یا  فرزند ملت باشد. که به او این اختیار را می دهد که سد را از بین خودش و ملت بردارد، شخصیت حقوقی این دو مفهوم را در هم آمیزد و از سوی “دریای ملت” سخن گوید و تصمیم گیرد.

در دموکراسی، دولت نه مانند پوپولیسم خلاصه و فرزند ملت است نه مانند دیکتاتوری پدر ملت. دموکراسی نه رومانتیک است مانند پوپولیسم  و نه قهرمانانه است مانند دیکتاتوری ، دموکراسی رمانی خشک و بی قهرمان است در جهان راز زدایی شده امروز.

درباره نویسنده

نوید مقدم

نوید مقدم، پزشک و دستیار تخصصی پزشکی ورزشی
دانش آموخته پزشکی و بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران

پاسخ بدهید

اولین نفری باشید که نظر می دهید

مرا مطلع کن از
avatar
wpDiscuz
Powered by Themes24x7