سرمقاله

پزشکان محکومند: عذرخواهی بابت گناهان ناکرده

Business concept-Senior man in fireing line

از دو روز پیش و بدنبال انتشار خبر کشیدن بخیه یک کودک در خمینی شهر اصفهان بار دیگر پزشکان به موضوع اصلی رسانه ها بدل شده اند. نه تنها سایت های خبری که همه شبکه های اجتماعی لبریز از مطالب، کاریکاتورها و طنزنوشته هایی شده که پزشکان را به باد انتقاد گرفته اند. از ظلم پزشکان داستانها سر داده، شعرها سروده و طرح ها کشیده اند و از مظلومیت بیماران مصیبت ها گفته و اشک ها ریخته. در پایان هم بسیاری با تعمیم این خطا به کل جامعه پزشکی از آنها خواسته اند تا بابت این بی اخلاقی عذرخواهی کرده و به آنها یادآوری کرده اند که پزشکانی که برای یک مجموعه تلویزیونی آنگونه سروصدا راه انداختند، چرا امروز سکوت پیشه کرده و عذرخواهی نمی کنند؟

این اندازه از حساسیت و مطالبه گری را، آن هم در جامعه ای که به بی مسوولیتی و سکوت خو کرده باید به فال نیکو گرفت. در پاسخ همین مطالبه بود که وزیر بهداشت و مقامات وزارت خانه از یک سو و مقامات محلی از سوی دیگر به این حادثه واکنش نشان داده و علاوه بر عذرخواهی و ارائه توضیحات نه تنها پزشک و پرستار ظاهرا گناه کار که حتی ریاست بیمارستان را نیز با سرعتی شگفت آور از مقام خود برکنار کردند. جامعه پزشکی هم تا آن حد که توانست و صدایش در رسانه ها انعکاس داشت از این حادثه که البته هنوز هم صحت آن تایید نشده و هر لحظه روایت تازه ای از آن منتشر می شود، اظهار تاسف کرد. اما پرسشی که برای من پیش آمده آنست که آیا براستی این حساسیت در میان مردم ما نسبت به سایر مشکلات جامعه نیز وجود دارد؟ تا چه حد میتوان پزشکان و مشکلات اخلاقی و کاری آنها را در مشکلات این روزهای جامعه ما دخیل دانست؟

جامعه پزشکی تا آن حد که توانست و صدایش در رسانه ها انعکاس داشت از این حادثه که البته هنوز هم صحت آن تایید نشده و هر لحظه روایت تازه ای از آن منتشر می شود، اظهار تاسف کرد. اما پرسشی که برای من پیش آمده آنست که آیا این حساسیت در میان مردم ما نسبت به سایر مشکلات جامعه نیز وجود دارد؟

اگر بنا باشد به میزان انعکاس و سرعت انتشار یک خبر در رسانه ها دقت کنیم در می یابیم که حداقل از دید بسیاری از مردم، پزشکان یکی از مشکلات اصلی جامعه هستند. نگاهی کوتاه به کامنت هایی که در زیر اخبار مربوط به پزشکان نوشته می شود کافی است تا به عمق خشم مردم پی ببریم. من کمتر موضوعی در یکی دو ماه اخیر دیده ام که اینگونه در حالیکه هنوز صحت یک خبر، تایید نشده منتشر شود و خشم مردم را برانگیزد. البته که روایت اولیه حادثه ( که اکنون زیر سوال رفته است) داستانی تلخ و تاثربار بود اما پرسش من بعنوان یک شهروند این است که آیا آیا این حساسیت ملی درباره امور دیگر جامعه ما نیز وجود دارد؟

اگر بناست که بخاظر اشتباه یک نفر، جامعه پزشکی را سرزنش کنیم آیا روا نیست که مهندسین شهرسازی را برای شهری که هر لحظه تحملش سخت تر می شود و ساختمانها و فضاهایی که هیچ تناسبی با هم ندارند، به چالش بکشیم؟ اگر قرار بر این است که مطالبه گر باشیم آیا سومدیریت کسانی که با ندانم کاری خود دریاچه ای را به خشکی کشاندند و اقلیمی را به نابودی، نباید محل پرسش ما باشد؟ آیا روا نیست که مدیران ناتوان بعضی صنایع کشور که اگر دوپینگ حمایت های دولتی نباشد، حتی یک روز هم دوام نمی آورند، مورد نقد قرار گیرند؟ آیا کسانی که ۸ سال این کشور را تا مرز نابودی پیش بردند و امروز هنوز هم مدعی اند، نباید سوژه پرسش برای ما باشند؟ و از این نمونه ها بسیار فراوان است…

مطالبه و پرسش گری قابل ستایش است وباید بدل به فرهنگی فراگیر شود اما نکته اصلی آن است که اولویت این پرسش گری چه حوزه هایی باید باشد؟ در کشوری جهان سوم که نظام سلامت آن به گواه آمار و ارقام در مقایسه با بسیاری از کشورهای هم تراز ارزان تر، کارآمدتر و فراگیرتر عمل می کند، آیا براستی مشکل اساسی کشور پزشکان و پرستاران هستند؟

مطالبه و پرسش گری قابل ستایش است وباید بدل به فرهنگی فراگیر شود اما نکته اصلی آن است که اولویت این پرسش گری چه حوزه هایی باید باشد؟ در کشوری جهان سوم که نظام سلامت آن به گواه آمار و ارقام در مقایسه با بسیاری از کشورهای هم تراز ارزان تر، کارآمدتر و فراگیرتر عمل می کند، آیا براستی مشکل اساسی کشور پزشکان و پرستاران هستند؟

متاسفانه به نظر می رسد در حال حاضر دیواری کوتاه تر از پزشکان برای نقد قدرت در جامعه ما وجود ندارد. نه آنکه نقدی به پزشکان وارد نیست که حتما هست اما اگر بنا بر سرزنش گروههایی از جامعه باشد، این پزشکان نیستند که بایست در صف اول قرار گیرند. در شرایطی که بسیاری از گروهها و نهادهای مسوول در هاله ای از تقدس، به حوزه هایی دست نیافتنی برای نقد بدل شده اند، پزشکانند که بار خشم جامعه را به دوش می کشند. مهم نیست که مقصر باشند یا نه، مهم نیست که ابعاد واقعی ماجرا چه باشد، مهم آنست که خشم جامعه علیه قدرت نقدناپذیر، محلی برای نمود بیابد…

پزشکان این روزها نه تنها باید بار گناهان خود را بدوش بکشند بلکه سنگینی گناهان نقدناپذیران جامعه را نیز بر دوش خود حس می کنند. پزشکان عذرخواهی کرده و میکنند اما از خود می پرسند حال که حکم شده مست گیرند، چرا در شهر هر آنکه هست نمی گیرند؟

درباره نویسنده

امیرافراز فلاح

دانش آموخته پزشکی و بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
دستیار رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

پاسخ بدهید

4 نظر برای مطلب "پزشکان محکومند: عذرخواهی بابت گناهان ناکرده"

مرا مطلع کن از
avatar
مرتب کردن براساس:   جدیدترین نظر | قدیمی ترین نظر | نظر با بالاترین رای
A
Guest

عالی بود ممنون

علیرضا
Guest

درود بر شرفت

نیما
Guest

با عرض سلام. اینکه ملت ما با اخبار اینگونه احساسی برخورد کنند و یک واکنش تند و زودگذر از خودشون نشون بدن امر تازه ای نیست.( برخلاف فرمایش نویسنده). و در اینکه نباید اشتباه یک نفر را(هرچند اشتباه بزرگی باشد) تعمیم به کل افراد یک جامعه داد شکی نیست. ولی اینکه برای توجیه یک عمل زشت، کارهای بد قبلی جامعه رو یاداور بشیم و مردم رو متهم کنیم که چرا نسبت به اونا واکنشی نداشتن، کاری غیر اخلاقی است. امیدوارم پزشکان محترم هم به زشت بودن عمل اعتراف و از پزشک خمینی شهر جانبداری نفرمایند.

آرامش
Guest

نقد خوب و با ارزشی بود. متشکرم.

wpDiscuz
Powered by Themes24x7