دستیاران تخصصی متخصصین

نامه جمعی از دستیاران پزشکی اجتماعی به وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

پزشکی ورزشی

نقل این نامه به معنی تایید محتوی آن نیست

آقای وزیر شاید بهتر بود این دادخواهی برای رهبر انقلاب یا رییس جمهور کشور نوشته می شد اما از آنجا که در نهایت به شما  ارجاع داده می شود و در حوزه مسئولیت جنابعالی مورد نقد وبررسی قرار می گیرد لذا بر آن شدیم تا مراتب قدردانی و تشکر خود را به نمایندگی از تعداد کثیری از متخصصان پزشکی اجتماعی ایران، ابراز نموده و به استحضار جنابعالی برسانیم که :

آقای وزیر، لطفا نگران ما نباشید

ما متخصصان پزشکی اجتماعی، احتمالا اقلیتی از خانواده بزرگ پزشکی کشور هستیم که احتمالا ۷ سال درس خوانده ایم تا پزشک عمومی شویم و احتمالا چند سال زحمت کشیده ایم تا رزیدنت شویم و احتمالا ۳ سال درس خوانده ایم تا متخصص شویم. همان تخصصی که نه تنها کشورهای دارای نظام سلامت بلکه کشورهایی که نظام سلامت در آنها محلی از اعراب ندارد نیز برایش سرو دست می شکنند و در رتبه بندی(ranking) در آمد پزشکان آنها در بالاترین رتبه قرار دارد.
احتمالا ما یک گروه متخصص هستیم که هیچکداممان نه همسر وفرزند داریم و نه زندگی خانوادگی؛ نه رفاه می خواهیم ونه منزلت و کرامت انسانی.

احتمالا ما آدمهای قانع و بی دردسری هستیم که بود و نبودمان تفاوتی برای نظام سلامت کشور، آقای وزیر و همکاران ایشان نمی کند.در برهه ای تاریخی که پس از سالها، نظام سلامت کشور دستخوش تحول می گردد و پزشک و بیمار از این تغییر پایه ای خوشحال و راضی هستند و همه از تکیه زدن دکتر هاشمی بر این مسند هورا می کشند (افزایش سقف پرداخت بیمه درمانی از یک سو و تعلق حق مقیم بودن برای پزشکان علاوه بر حقوق و کارانه و per case  و حق عمل های جراحی، سختی کار و…از سوی دیگر)احتمالا متخصصین پزشکی اجتماعی تنها گروهی هستند که ناگزیرند با درآمدی همطرازیک کمک بهیار  و کمتر از یک پرستار و یک آموزگار آموزش و پرورش روزگار بگذرانند.

احتمالا آقای وزیر نیز همچون همکاران پیش از خود نه این رشته را به درستی می شناسند و نهاز کوریکولوم آموزشی آن مطلعند از این روست که احتمالا به استناد نداشتن کشیک و اورژانس بیمارستانی،آقای وزیر وهمکارانشان سختی های تحصیل و کار در این رشته را نادیده می گیرند و بر توانمندی های این گروه غبار بی اعتنایی می پاشند و این در حالیست که به شهادت اکثر دانشجویان پزشکی و رزیدنتهای سایر رشته ها، تحصیل در رشته ای با این وسعت و دست و پنجه نرم کردن با مجموعه گسترده ای از علومهمچون آمار زیستی، اپیدمیولوژی، اقتصاد سلامت، مدیریت، بیماریهای عفونی و واگیر، بیماریهای غیر واگیر و همچنین اشراف به انواع مطالعات و روشهای تحقیقاتی، بسیار دشوار و گاه غیر ممکن است.

آقای وزیر، لطفا نگران ما نباشید

راستش در مجموعه ای که هیات بورد، انجمن منفعل پزشکی اجتماعی و اعضای هیات علمی به دنبال علایق کاذبخود هستند و برای نمونه بر سر تغییر نام رشته و تغییر کوریکولوم دستیاری، سالهاست دست به گریبانندانتظاری نیست تا این رشته روی موفقیت و پیشرفت به خود ببیند. (به طوریکهیکی می خواهد رشته به صورت PHD ارائه گردد و دیگری می خواهد مانند بسیاری از کشورها با پزشکی خانواده تلفیق گردد، آن یکی که مدیر است و عاشق ریاست است، بر طبل مدیریتی کردن رشته می کوبد و آن دیگری که مزه بودجه های تحقیقاتی به مذاقش خوش آمده رشته را تحقیقاتی می خواهد. عده ای اشتراک رشته را با پزشکی پیشگیری می پسندند و عده ای نیز به افتخار پزشک بودنشان، بالینی بودن آن را فریاد می کشند که البته ما نیز چنین فکر می کنیمو عده ای نیز آرام وبی صدا با تعداد مقالات ISI خود عشق می کنند)با این افزاد که تنها با گرفتن حقوق چند میلیونی، در قیاس با درآمدهای چندده میلیونی و چند صد میلیونی دیگر متخصصان، مشکلات و استرسهای خودشان را دارند و خشم درونشان از این بی عدالتی در رفتار و گفتارشان هویداست و بدیهی است که واکنشهای ناشی از خشم و نارضایتی،ناخودآگاه بر سر دانشجویان و رزیدنتها و حتی خانواده هایشان فرود می آید،لذا زمانیکه احترام امامزاده را متولی آن نمی تواند نگه دارد پس آقای وزیر توقعی نداریم که شما نگران ما باشید.

آقای وزیر ما نیز با شما موافقیم که فرمودید پزشکی اجتماعی در ایران ناقص الخلقه استو حتی با سخن آن معاون سالهای پیشین وزارت بهداشت نیز موافقیم که با لحنی تحقیر آمیز گفته بود اگر این رشته حذف گردد هیچ اتفاقی در نظام سلامت ایران رخ نخواهد داد (قریب به مضمون).

اگر این رشته ناقص الخلقه نبود آنان که در طی این سالها رزیدنت تربیت می کنند لا اقل یک کتاب (وتنها یک کتاب) برای دانشجویان و رزیدنتها تالیف می کردند تادر آستانه سال ۲۰۱۵ کتاب ۲۰۰۸ که حتی افست آن در ایران نیست و هیچ ترجمه ای از آن در دست نیست را به خورد دستیاران ندهند.

اگر این رشته ناقص الخلقه نبوددر روزهای پیش از امتحان، از کتابی که به قطعیت می توان گفت هیچکدام از اساتید حتی یکبار آنرا نخوانده اند و بر آن اشراف و تسلطی ندارند،سوالاتی در راستای سیاستمردود کردن دستیاران در امتحان بورد تخصصی طرح نمی کردند تا مبادا جوانی خوش استعداد و مستقل در دانشگاهی دورافتاده مشغول به کار شود و جای این عزیزان را تنگ نماید.
این هیات احتمالا توانایی درک این موضوع را هم ندارد که فارغ التحصیلان این رشته با توجه به عدم توجه مسئولین و تنها برای دریافت حقوق کارمندی، راهی به جز هیات علمی شدن در دانشگاه را ندارند و چه خوشبختند رشته های PHD که در پایان تحصیلشان چنین انحصار طلبانی را روبروی خود نمی بینند.

این هیات حتی توانایی درک این موضوع را ندارد که ضجر کشیده های این رشته نه تنها از سوی وزیر و مسئولین وزارت بهداشت حمایت نمی شوند و هیچ سازوکاری جهت ادامه طبابت آنها پیش بینی نشده است بلکه در بسیاری از مواقع از طبابت نمودن آنها در کسوت پزشک عمومی هم جلوگیری به عمل می آید.

بی گمان با وجود چنین دیدگاه ها و تلاش های شبانه روزیکه در جهت منکوب نمودن این رشته و عدم حمایت از خانواده پزشکی اجتماعی از سوی متولیان و مسئولین ذیربطانجام می شود احتمالا تعجب نخواهید کرد اگر بشنویدکه در ردیف سازمانی پزشکی اجتماعی یکی از دانشگاه های این مرز و بوم،دندانپزشک بکارگیری می شود و هیچ پهلوانی را یارای اعتراض و سخن گفتن نیست .
آقای وزیر اگر این رشته ناقص الخلقه نبود اساتید و صاحبان نفوذ آن به جای آنکه در اتاقهای دربسته و شبکه های اجتماعی و ICOMESو…رگهای گردنشان برای یکدیگر باد کند و برای یکدیگر خط و نشان بکشند به فکر همکارانی بودند که صدایشان به جایی نمی رسد.

البته تلاشهای شبانه روزی و چند ساله برخی از این اساتید بدانجا منجر شده است که ویزیت پزشکی اجتماعی (چیزی بین ویزیت متخصص و ویزیت عمومی)توسط برخی بیمه ها پذیرفته شده و تعرفه برخی از اقدامات پیشگیری و غربالگری توسط بیمه ها تعریف شده است.

اگر چه این تلاشها قابل تقدیر است معهذا پر واضح است که با فرهنگ موجود و عدم اراده دولتمردان برای نهادینه ساختن نظام سلامت واقعی (به جای نظام پزشک و بیمار کنونی) این تلاشها گرهی را نمی گشاید و راهی به دهی نمی برد.

اقای وزیر اگر این رشته ناقص الخلقه نبود تعدادی از اعضای آن، بودجه های کلان تحقیقاتی را به انحصار خود در نمی آوردند و از فرط عادت وشاید از شدت بی وزنی مقالاتشان تنها بر تعداد آنها نمی افزودند تا خدای نخواسته از تولید کنندگان صوری علم جا نمانند ونامشان بر تارک لیست پر مقاله ترین آدمها ندرخشد .

و این در حالیست که مابقی متخصصین پزشکی اجتماعی بی درآمد و بی توقع بر آینده تاریک و عمر بر باد رفته شان غبطه می خورند.

وزارت بهداشت را چه می شود که؛ رشته ای با ۴۰ سال سابقه در ایران، همچنان ناقص الخلقه است و رشته های جوانی چون طب اورژانس و… دارای هویت و کارایی و کارآمدی شده اند.
وزارت بهداشت را چه می شود که سالهاست از حضور این نوزاد ناقص الخلقه  می گذرد لکن از تولد هرساله ایننوزادناقصالخلقه،پیشگیری بعمل نمی آورد.

احتمالا شرم آور نیست در وزارتخانه ای که تحول نظام سلامت در آن بنیان نهاده می شود و رضایت پزشک و بیمار در بوق و کرنا دمیده می شود، متخصصان اکثر رشته ها با درآمدیبیش از ۱۰ تا ۲۰ میلیون و حتی در برخی از شهرها بیش از ۵۰ میلیون، طرح (ضریب K) بگذرانند و متخصصین پزشکی اجتماعی با حقوقی کمتر از ۱٫۵ میلیون تومان بکار گیری شوند و علاوه بر منت و تحقیر به دلیل بکار گیری آنها در مراکز استان ها، بر طول مدت طرح آنها نیز افزوده و سالهای بیشتری را از این گروه متخصص، برده وار بهره برداری نمایند.

احتمالا شرم آور نیست در وزارتخانه ای که از دشمنی اش با زیر میزی به صراحت پرده برمی دارد و مبارزه با آن را کلید زده و عملیاتی می سازد،روش های نا عادلانه همکاران سالهای پیشین خود (در تفاوت قائل شدن بین درآمد متخصصان و عدم رسیدگی به این نابرابریها) را ادامه می دهد.
احتمالا شرم آور نیست در وزارتخانه ای که دکتر هاشمی بر مسند آن تکیه زده است متخصصان پزشکی اجتماعی همچون سایر رشته ها از حق پروانه مطب در دوران طرح طولانی مدتشان محروم باشند (و به یک چوب رانده شوند )و همواره Abuse گردند تا خدای ناخواسته در برابریظاهری منظور نظر مسئولین خللی وارد نگردد. وچه عوام فریبانه است عدالتی که شئون و جنبه های مختلف زندگی انسانها را در بر نمی گیرد اما در اصلاح ظواهر از هیچ کوششی فروگذار نمی کند.

احتمالا شرم آور نیست که عمر و عزت و اعتماد به نفسعده ای از پزشکان این سرزمین، بازیچه بی توجهی مسئولین ارشد وزارتخانه و بی مسئولیتی اساتید و پیشکسوتان این رشته ی مهجور گردد.
آقای وزیر لطفا نگران ما نباشید اما بگذارید ما نگران نسلهای بعدی خود باشیم چه؛ این احساس وجود دارد که نجیب ترین و مظلوم ترین پزشکان این مرز وبوم گرفتار باتلاقی شده اند که هیچ دست شرافتمندی برای کمک به آنها از آستین بیرون نمی آید.

آقای وزیر اگر شما و همکارانتان در هیات بورد و انجمن پزشکی اجتماعی نمی توانید به این رشته محبوب در دول راقیه(کشورهای توسعه یافته) و مظلوم در سرزمین مادری،سروسامان بدهید لااقل این رشته ی اژدهاکشی (اشاره به مقاله ای به همین نام) را از لیست رشته های انتخابی کنکور دستیاری حذف کنید.

آقای وزیر اگر شما و همکارانتان در هیات بورد و انجمن پزشکی اجتماعی نمی توانید فکری به حال این شرایط اسف بار نمایید و متخصصان آن را از این ورطه ویرانگر نجات دهید لااقل مانند سایر رشته های تخصصیموجود،که از پزشکی آمریکا گرته برداری شده است در مورد پزشکی اجتماعی نیز به همان سیاق عمل نمایید و community medicine را به عنوان فوق تخصص رشته تخصصی family medicine ارائه نمایید تا علاقه مندان واقعی این اقیانوس بی انتهایا مدرک زده های عاشق فوق تخصص به اهداف خود دست یافته و دیگران نیز از این باتلاق هولناک رهایی یابند.

و درنهایت اگرچه نیک میدانیم که کسی نگران ما نیست و احتمالا وقت مسئولین ارزشمند تر از آن است که به مسائل و مشکلات متخصصان پزشکی اجتماعی ایران رسیدگی نماید معهذا خواهشمندیم اگر نمی توانید گرهی از مشکلات موجود  بگشایید لااقل به این درخواست ما خوب توجه نمایید که:

از طلا بودن پشیمان گشته ایم
مرحمت فرموده ما را مس کنید

فرستنده: جمعی از متخصصین پزشکی اجتماعی ایران

درباره نویسنده

میز خبر صدای پزشکان

Subscribe
مرا مطلع کن از
guest
1 دیدگاه
قدیمی ترین نظر
جدیدترین نظر نظر با بالاترین رای
Inline Feedbacks
View all comments
malihe
malihe
8 سال قبل

عجب. باور نکردنی هست. من جای مسءولین بودم خودکشی می کردم.

Powered by Themes24x7