سرمقاله

بافر طرح تحول سلامت کجاست ؟

635389691137925954

پیش از این در مطلب “آقای وزیر! این پوپولیسم است، نه عدالت”  از منظر توانایی طرح تحول سلامت در تحقق شعار عدالت در سلامت به آن پرداختم، دکتر امیر افراز فلاح در مطلبی انتقادی پاسخی به آن مقاله دادند، اکنون که به عقب نگاه می کنم  با نظر ایشان در اینکه طرح تحول سلامتی عین بی عدالتی نیست تا حدی موافق هستم، مفهوم بی عدالتی بیش از آن ذهنی است که بتواند عینیت یابد بنابراین طرح تحول سلامتی نه عین بی عدالتی بلکه نمونه قدمی با حسن نیت ولی منحرف شده به سوی بی عدالتی محض بوده است، بر این نکته مصرم؛ اما در این مطلب از زاویه ای دیگر به طرح تحول خواهم نگریست. اینکه طرح به شکل کنونی با چه اهدافی و به چه شکلی اجرا شد و آیا ادامه اش امکانپذیر است؟

تقریبا تمام متخصصان حوزه سیاست گذاری بهداشت با دکتر قاضی زاده هاشمی هم داستان هستند که وضع نظام سلامت پیش از طرح تحول اسفبار بود. اگر از ضعف های اجرایی و سوء یا عدم مدیریت معمول در دوره نهم و دهم بگذریم، نظام سلامت اشکالات اختصاصی عدیده ای داشت. نسبت پرداخت از جیب مردم (out of pocket) در خدمات سرپایی به ۸۲ درصد و در خدمات بستری به ۱۸ درصد می رسید ولی خبری هم از مزایای مکانیسم بازار نبود، تعرفه ها سالها بود که فریز شده بود، بخش خصوص هر روز زیان ده تر از سال قبل می شد، خلاصه معایب بازار و دولت را نظام سلامت یکجا داشت. اقشار پائین جامعه از خدمات محروم بودند و همراهان بیمار ماموران خرید بیمارستان محسوب می شدند؛ و زیر میزی تنها راه گذران زندگی پزشکی بود که با کارانه ۵۰ هزار تومان یک جراحی، حتی تعمیرکار خودرویش حاضر نبود نگاهی به آن بیندازد.

 دکتر حسن قاضی زاده در حالی قدم به وزارت بهداشت گذاشت که کمند تحریم ها هم هر روز تنگ تر از روز قبل، به دور گردن منابع دولت افتاده بود. او اما بلند پرواز بود، پس آستین بالا زد و به میدان آمد، با جیب خالی و بیمه های ورشکسته، پوشش بیمه ای را دستور داد که ۹۰ درصد شود تا پرداخت از جیب مردم کم شود، پزشکان طرحی از مطب خصوصی بعد از ظهر ها محروم شدند تا پرداخت از جیب در خدمات سرپایی کم شود. دستور داد فرانشیز کاهش یابد تا اقشار پائین به بیمارستان راه یابند. بیمارستان ها خودشان ماموز تهیه اقلام ضروریشان شدند. وزیر که فعال بخش خصوصی موفقی بود، به نقش بخش خصوصی در ارائه خدمات ایمان داشت، فنر جمع شده تعرفه ها از جا در رفت تا بخش خصوصی فضایی برای رشد و برداشتن باری از دوش بخش دولتی بیابد و هم پزشکان با درآمدی معقول از زیر میزی برای پرداخت هزینه تعمیر خودرویشان بی نیاز شوند.

دکتر حسن قاضی زاده در حالی قدم به وزارت بهداشت گذاشت که کمند تحریم ها هم هر روز تنگ تر از روز قبل، به دور گردن منابع دولت افتاده بود. او اما بلند پرواز بود، پس آستین بالا زد و به میدان آمد، با جیب خالی و بیمه های ورشکسته

اما طرح تحول سلامت برای بار هزارم نشان داد که یک شبه معجزه در نظام سلامت امکان ندارد. پوشش بیمه در بخش دولتی ۹۰ درصد شد، و تعرفه ها در بخش خصوصی و دولتی بالا رفت، اما نه پزشکان که حالا از حق مطب در هنگام طرح محروم بودند وضعشان بهتر شد و نه بخش خصوصی رونق گرفت، بلکه بیمه های نیمه ورشکسته دیگر کاملا از پرداخت ناتوان شدند و بیمارستان های خصوصی با انباشت مطالبات روبرو.در این میان بیماران طبقه متوسط  با تقریبا مجانی شدن خدمات در بخش دولتی به بیمارستان های خصوصی دیگر نیامدند تا به این بحران دامن زده شود.

طرح تحول سلامت برای بار هزارم نشان داد که یک شبه معجزه در نظام سلامت امکان ندارد

بار دیگر نشان داده شد که نه منابع مالی هدایت شده لزوما می تواند وضع را بهتر کند و نه بگیر و ببند صرف می تواند بلبشوی بخش سرپایی را سامان دهد. سهم دولت از بهداشت و درمان البته باید افزایش می یافت اما ریختن تمام سهم دولت در بخش افزایش تعرفه ها نتوانست حتی بخش خصوصی را هم جانی تازه ببخشد. در نبود نظام ارجاع، هزینه های بی پایان هر افزایش بودجه ای را بی فایده می ساخت. در این میان مشخص بود که طرح تحول سلامت با شیوه اجرای فعلی به مشکل بر خواهد خورد. اما سوال اینجا بود که کدام بخش قرار بود فشار اشکال در اجرای طرح را جذب کند.

با عدم پرداخت بیمه ها، بیمارستان ها و دانشگاه های علوم پزشکی اولین منبع را کارانه های اسما افزایش یافته پزشکان دیدند، فیش های حقوقی پزشکان به شکل چکی بلاعوض در آمد، تاخیر در پرداخت ها امری طبیعی شده بود و البته در این میان قانون منع دایر ساختن مطب خصوصی همچنان اجرا می شد، البته که باید پرداخت از جیب در بخش سرپایی کاهش می یافت و چه راهی بهتر از تعطیل کردن مطب های خصوصی؟

پزشکان به بافری برای جذب مشکل مالی و اجرایی طرح در آمدند، آش نخورده و دهان سوخته

به این ترتیب پزشکان به بافری برای جذب مشکل مالی و اجرایی طرح در آمدند، آش نخورده و دهان سوخته. از طرفی رسانه هایی که از افزایش بی حساب تعرفه ها می گفتند و از سوی دیگر مطالباتی که به پرداختی تبدیل نمیشد. در این میان وزارت بهداشت زیر فشار افکار عمومی طرحی اندیشید به نام پرداخت پلکانی تا سقفی بر در آمد های هر چند روی کاغذ گذاشته باشد. اما وزارت بهداشت خیل عظیمی از دانشجویان و دستیاران را نیز در اختیار داشت.در این میان بار بیماران بر دوش اینترن ها و رزیدنت ها افزایش یافت تا باز هم نصحیت به رعایت اخلاق پزشکی تنها راه حل بهبود رابطه بیمار و پزشکی باشد که سالها با حقوقی ناچیز دوران تحصیل خود را گذرانده است و در هنگام فارغ التحصیلی تنها به جبران سالهای از دست رفته اش می اندیشد.

هنوز مشخص نیست که این بافر تا کجا توان جذب فشار اشکال در تامین مالی و انجام کاریکاتوری طرح تحول سلامت را دارد، آن چه مشخص است این است که اختصاص همه منابع به افزایش تعرفه و کاهش فرانشیز و غفلت از توسعه متوازن نظام سلامت آن را به شکست نزدیک می کند اما به نظر نمی رسد وزیر بهداشت فعلا راه حل دیگری به خاطرش برسد.

درباره نویسنده

نوید مقدم

نوید مقدم، پزشک و دستیار تخصصی پزشکی ورزشی
دانش آموخته پزشکی و بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران

پاسخ بدهید

2 نظر برای مطلب "بافر طرح تحول سلامت کجاست ؟"

مرا مطلع کن از
avatar
مرتب کردن براساس:   جدیدترین نظر | قدیمی ترین نظر | نظر با بالاترین رای
حسین
Guest
راه حل میخواید،میخواید با همین بودجه فعلی نتیجه بهتری بگیرید؛ رانتهای بخش دولتی،که در اختیار بعضی اتندهاست رو قطع کنید. چرا اتندی که اصولا حضوری نداره تو بیمارستان،نه کار آموزشی انجام میده،درمان بیمارهاش رو هم رزیدنتهاش انجام میدن،مطبش رو هم داره،باید حقوق و کارانه داشته باشه؟ چرا فلان رشته مینور تو فلان شهرستان برای هفت روز هفته باید پول هفت اتند رو بده؟ چرا آموزشی که با چهار اتند هم انجام میشه باید براش هفت اتند رو استخدام کنن؟ اصولا چرا اتند هیات علمی باید غیر از حقوق ثابت،کارانه داشته باشه. کارانه برای کسیه که خودش کار رو انجام بده… بیشتر
trackback

[…] چه که هست اوضاع به نقطه برگشت ناپذیری نزدیک شده و اگر تا امروز پزشکان با عدم دریافت حق و حقوقشان، بار ادامه طرح تحول را به دوش می کشیدند امروز دیگر این […]

wpDiscuz
Powered by Themes24x7