پرونده دوران رزیدنتی سرمقاله

تعهدی به خدمت یا سندی برای اسارت؟

دستیاری تعهد

در روزهایی که جامعه پزشکی زیر بیشترین فشارها از سوی افکار عمومی، بابت خطاهای احتمالی منجر به مرگ کارگردان مشهور سینما قرار گرفته، کمتر کسی از دستیاران و شرایط سخت کاری و مالی آنها سخنی می گوید. دستیارانی که از یک سو از آموزش مناسب محروم اند و از سوی دیگر کمترین مزایای زندگی از آنها دریغ شده است. صدای پزشکان پیش از این در نوشته ای به حقوق پزشکان پرداخت و نشان داد که حتی با مد نظر قرار دادن قدرت خرید در هر کشور، دستیاران ایرانی در شرایطی بسیار بدتر از کشورهای دیگر زندگی می کنند. پس از آن در مقاله ای به ساعت کار دستیاران پرداخته و نشان دادیم که فاصله چشمگیری میان ساعت کار دستیاران ایرانی و نرمهای جهانی ساعت کار برای دستیاران وجود دارد. اما از این ها گذشته تاکنون کمتر صحبتی از تعهدات سنگین دستیاران شده است. با پشت سر گذاشتن آزمون دشوار دستیاری، پزشکان برای ورود به مقطع دستیاری، ملزم به سپردن تعهدی سنگین و کم نظیر می شوند. تعهدی که پس از ۴ سال کار بدون مزد و منت در سیستم دولتی بعنوان دستیار، آنها را برای نیم تا دو برابر دوره تحصیل، وادار به کار در هر منطقه ای که وزارت بهداشت تشخیص دهد، می کند. در اینجا می کوشیم تا نگاهی اجمالی به این تعهد و بندهای مختلف آن داشته و در واقع این بررسی را نقطه آغازی قرار دهیم برای تلاشی وسیع جهت عادلانه تر ساختن این تعهد و البته طرح اجباری پزشکی.

در بند نخست این تعهد نامه، فرد پذیرفته شده می پذیرد که در رشته انتخاب شده تحصیل کرده و در واقع “صرفا به امر تحصیل پرداخته” و “حق تغییر رشته را از خود ساقط” میکند. با همین بند، دستیار حق کار کردن بعنوان پزشک عمومی یا هرعنوان دیگری را از خود ساقط کرده و می پذیرد در این دوره مشخص تنها به تحصیل بپردازد. در نگاه اول به نظر منطقی می رسد که فرد با تمرکز بر آموزش خود، اندوخته ای مناسب از این دوره بردارد تا در آینده شغلی به کار او و بیماران بیاید اما پرسش این است که چگونه می توان کسی را از داشتن درآمد و شغل محروم کرد و از سوی دیگر حقوق مناسب هم به او نپرداخت؟

در بند دوم دستیار تازه برگزیده تعهد می کند که بلافاصله پس از اتمام دوره تحصیل خود را به وزارت بهداشت معرفی کرده و “حداقل نیم و حداکثر تا دو برابر مدت تحصیل با احتساب ضرایب مربوطه” را در محلی که وزارت بهداشت تعیین کند، به خدمت بپردازد. در واقع وزارت بهداشت در برابر آموزش رایگانی که به دستیار داده او را موظف می کند که از یکی از ابتدایی ترین حقوق بشر یعنی حق انتخاب محل کار و زندگی دست بشوید و حداقل سرنوشت دو سال از زندگی اش را در اختیار دولت قرار دهد. پرسش اینجاست که به واقع وزارت بهداشت چه میزان برای دستیاران هزینه می کند که انتظار چنین چشم پوشی از آنها دارد؟ آیا آموزش درستی به آنها می دهد؟ آیا امکانات مناسبی در اختیار آنها قرار داده است؟ آیا حداقل های زندگی را برای آنها تامین کرده؟ پاسخ تمام این پرسش ها منفی است…آموزش دستیاری سال به سال رو به قهقرا رفته و این روزها گاه در بعضی مراکز و رشته ها به اسمی بی مسما بدل گشته است. دستیاران در چهار سال تحصیل خود، بار سیستم سلامت کشور را به دوش کشیده اند، آن هم بدون کمترین مزایا و پس از آن هم محکوم به کار در محلی ناخواسته می شوند. در واقع دستیاران دو بار محکوم به کار برای دولت اند: یک بار بعنوان دستیاری که قرار بوده آموزش ببیند و چندان نمی بیند ویک بار بعنوان پزشک طرحی. ظلمی که بارها وزیر محترم بهداشت هم از آن انتقاد کرده اما هنوز عملا اقدامی برای لغو یا کوتاه شدن دوره آن انجام نشده است.

دستیاران در چهار سال تحصیل خود، بار سیستم سلامت کشور را به دوش کشیده اند، آن هم بدون کمترین مزایا و پس از آن هم محکوم به کار در محلی ناخواسته می شوند. در واقع دستیاران دو بار محکوم به کار برای دولت اند: یک بار بعنوان دستیاری که قرار بوده آموزش ببیند و چندان نمی بیند ویک بار بعنوان پزشک طرحی. ظلمی که بارها وزیر محترم بهداشت هم از آن انتقاد کرده اما هنوز عملا اقدامی برای لغو یا کوتاه شدن دوره آن انجام نشده است.

در بند سوم دستیار تعهد می کند که در صورتی که به هر علت اعم از “آموزشی، سیاسی، اخلاقی و غیره” موفق به اتمام دوره تحصیلی خود نشود یا آنکه تصمیم به انصراف گیرد، موظف است دو برابر هزینه تحصیل خود را برابر روشی که وزارت خانه محاسبه می کند، بپردازد و در ادامه حق هر گونه اعتراض را هم از خود سلب می کند. این بند هم به غایت ناعادلانه است. فرض کنید شخصی پس از یک سال تصمیم به ترک تحصیل گیرید آیا الزام به پرداخت دو برابر کل هزینه عادلانه است؟ از سوی دیگر کلمه “غیره” می تواند دامنه گسترده ای از جمله بیماری یا ناتوانی ها را هم در بر بگیرد، اما حتی در این موارد هم بنابر این تعهد ناعادلانه، دستیار ملزم به پرداخت دو برابر هزینه تحصیل می شود. از این ها گذشته دولت و وزارت بهداشت، کدام هزینه انجام شده را مطالبه می کند؟ غیر از آن است که نیروی کار رایگانی را به خدمت گرفته و با کمترین سطح هزینه و خدمات، بیشترین میزان کار را از او کشیده است؟ آیا دستیار باید بابت فشار کار ناعادلانه و حقوق نگرفته و محل زندگی نداشته، به دولت خسارت بپردازد؟ دولت چه چیزی را مطالبه می کند؟ هزینه آموزش یا خون بهای آزادی؟

از این ها گذشته دولت و وزارت بهداشت، کدام هزینه انجام شده را مطالبه می کند؟ غیر از آن است که نیروی کار رایگانی را به خدمت گرفته و با کمترین سطح هزینه و خدمات، بیشترین میزان کار را از او کشیده است؟ آیا دستیار باید بابت فشار کار ناعادلانه و حقوق نگرفته و محل زندگی نداشته، به دولت خسارت بپردازد؟ دولت چه چیزی را مطالبه می کند؟ هزینه آموزش یا خون بهای آزادی؟

در تبصره دوم همین بند، وزارت بهداشت پا را فراتر گذاشته و می گوید حتی در صورت پرداخت هزینه های تحصیل، باز هم دستیار فارغ التحصیل، حق مطالبه مدرک تحصیلی را ندارد. در واقع شما بعنوان دستیار اگر از رفتن به طرح اجباری استنکاف کنید و هزینه آموزش ندیده و در واقع خون بهای آزادی خود را هم بپردازید، باز هم محکوم به کار کردن در محلی هستید که وزارت بهداشت تعیین می کند و حتی با پرداخت این هزینه های ناعادلانه هم آزاد نخواهید شد. پرسش این است که این نحوه اخذ تعهد با کدام یک از موازین شرعی یا حقوق بشری قابل توجیه است؟ چطور وزارت بهداشت به خود اجازه می دهد بر پای شهروندان آزاد کشور خود چنین زنجیرهای ظالمانه ای قرار دهد؟

در بند پنجم وزارت بهداشت خود را وکیل و در صورت مرگ دستیار، وصی او قرار می دهد تا برای تعیین خسارت های ناشی از عدم خدمت دستیار با خود مصالحه کند. در واقع در این بند، دستیاری که با هزار سختی، پذیرفته شده هرگونه حق شکایت و اعتراض را از خود سلب نموده و وزارت بهداشت را وکیل یا وصی خود قرار می دهد. اگر دستیاری پس از دوره تحصیل و بدون گذراندن طرح اجباری از دنیا برود بر طبق این سند ناعادلانه، وزارت بهداشت این حق را دارد تا حتی پس از مرگش مدعی دریافت خسارت از بابت آموزش گرانبهایی شود که به او داده است. به عبارت دیگر بندهای اسارت طرح اجباری حتی پس از مرگ هم از دست و پای دستیاران باز نخواهد شد و وزارت بهداشت برای پس از مرگ آنها هم برنامه ریزی کرده تا مبادا هزینه های فراوانی که برای آموزش آنها کرده، به زیر خاک برود. سوال اینجاست وزارت خانه ای که تا این حد در مورد وصول هزینه های نکرده خود، دقیق است آیا در مورد آموزش دستیاران هم دقیق بوده است؟ آیا وزارت بهداشت که چنین تعهدنامه سنگینی می گیرد، حاضر است در مقابل آن، تعهدی برای حداقل های آموزشی به دستیاران بدهد؟ آیا آماده است حداکثر ساعت کاری را که در کشورهای مترقی اجرا می شود بپذیرد؟ آیا تعهد می دهد که حداقل هزینه های زندگی یک پزشک در دوره تحصیل را در اختیار او قرار دهد؟ آیا زیر بار در اختیار نهادن خوابگاه برای دستیاران رفته است؟

سوال اینجاست وزارت خانه ای که تا این حد در مورد وصول هزینه های نکرده خود، دقیق است آیا در مورد آموزش دستیاران هم دقیق بوده است؟ آیا وزارت بهداشت که چنین تعهدنامه سنگینی می گیرد  حاضر است در مقابل آن، تعهدی برای حداقل های آموزشی به دستیاران بدهد؟ آیا آماده است حداکثر ساعت کاری را که در کشورهای مترقی اجرا می شود بپذیرد؟ آیا تعهد می دهد که حداقل هزینه های زندگی یک پزشک در دوره تحصیل را در اختیار او قرار دهد؟ آیا زیر بار در اختیار نهادن خوابگاه برای دستیاران رفته است؟

با وجود آنکه بعضی بخشهای این تعهد در مقام عمل هیچگاه اجرا نشده و نمی شوند اما سوال ما این است ستاندن چنین تعهدی با این لحن و شدت و حدت با کدام یک از استانداردهای حقوق بشری و شرعی همخوانی دارد؟  البته می دانیم این تعهدنامه و طرح اجباری، نه محصول این دولت و وزیر آن بلکه میراثی است که سالها قبل و به اشتباه پایه گذاری شده و تاکنون ادامه یافته است. امروز که وزارت بهداشت و در راس آن دکتر هاشمی هم بر ناعادلانه بودن این تعهدنامه تاکید دارند، آیا زمان نرسیده که گامهایی برای اصلاح آن برداشته شود؟ آیا زمان  آن نرسیده که کرامت انسانی در برخورد با دستیاران رعایت شده و رفتار با آنها نه مانند بردگان که مانند انسانهایی آزاد باشد؟

درباره نویسنده

امیرافراز فلاح

دانش آموخته پزشکی و بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
دستیار رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

پاسخ بدهید

15 نظر برای مطلب "تعهدی به خدمت یا سندی برای اسارت؟"

مرا مطلع کن از
avatar
مرتب کردن براساس:   جدیدترین نظر | قدیمی ترین نظر | نظر با بالاترین رای
پزشک
Guest

کی میشه از این کشور بریم حداقل از نظام اموزش بیخودش راحت شیم

حسین
Guest

مرسی.
تا زمانی که آموزش پزشکی و درمان هر دو زیر نظر یک وزارتخونه باشند این سو اسنفاده ها و تبانی ها وجود خواهد داشت و بیمارستانهای اموزشی ما عملا به صرفا درمانی تغییر ماهیت خواهند داد.
و بیمارستانهای وزارت بهداشت برای کاهش هزینه هاشون از اینترن و رزیدنت بعنوان نیروی کار رایگان سو استفاده خواهند کرد. در صورتی که اگر بهداشت یک وزارتخونه جدا و اموزش هم یک متولی جدا داشته باشد،عملا چنین شرایط ظالمانه ای پایدار نخواهد ماند.

رزیدنت
Guest
سلام آقای دکتر !همه دلائل و توجیهات صحیحه واقعا ما گرفتار و اسیر شدیم اگه همه پزشکان متحد بشن برای لغو این تعهد ناعادلانه قطعا به نتیجه میرسه حتی در برابر آموزش رایگان چرا پی اچ دی های مهندسی و فنی … تعهد نمیدن مگه کار و خدمت تو مناطق دورافتاده برای اونا نیست.مگه دولت برای تحصیل اونا خرج نمیکنه اینها همه از خنثی بودن پزشکها نشات میگیره و گرنه یه مهندس نه تنها مجبور نیست مناطق دورافتاده بره بلکه اگه هم بره با چه حقوق و مزایا و منتی میره خواهشمندم یه راهکار عملی خوب تنظیم کنید ما همه… بیشتر
amir
Guest
آقا چه کسی گفته پزشکان عزیز ما باید اصلا طرح برن؟ اینها نخبگان ما هستند کم از قدیس ندارند و شفل مقدسی دارند. اصلا چه معنی داره یک آدم نخبه بره طرح و مثلا به مردم مناطق محروم کمک کنه این مردم مناطق محروم هستند که وظیفه دارند خاک پای دکتر را سرمه چشم خود کرده و به دیدار ایشان بروند خدمت از پزشک نیس بلکه خدمت از ماست پزشک با پزشک شدن خدمت شایانی به ما کرده و حالا ما مردم وظیفه داریم به هر نحوی تشکر کنیم دکتر جان خواهش میکنم نرو خارج از کشور، اصلا من شنیدم… بیشتر
شیما
Guest

سلام بنده هم نظرم را بگم تو دلم نمونه اولا که خود دانشجو از اول امضا نکنه اگر نمیخاد مجبور که نیستی…ثانیا پزشکای امروز واقعا بی مسولیت و اکثرا بیسوادند سوم که این دوستان تعهدی با منت و صدقه سری دولت قبول شدند والا باید سایر رشته هارو میرفتم است نباید فرق کنه با غیر تعهدی
واخر اینکه این رشته پزشکی بیخود شاخ شده تو مردم ما کجای دنیا اینقدر ب پول حرص میزنند واقعا پزشکی شده اسباب رسیدن ب ارزو برای برخی بدون مسولیت

wpDiscuz
Powered by Themes24x7