تریبون یادداشت

دانشگاهی برای ما ، مصائب ما در دانشگاه علوم پزشکی تهران

انتخاب رشته

نظرات نویسندگان مهمان، لزوما منطبق با دیدگاه صدای پزشکان نیست

در سال ۶۵ در کشور اتفاقی افتاد که در نگاه اول امری قابل توجیه و منطقی به نظر می رسید و آن تولد تعداد زیادی دانشگاه با عنوان “دانشگاه علوم پزشکی، خدمات بهداشتی و درمانی” بود. توجیه متولیان امر وقت برای این اقدام این بود که سپردن بیمارستان ها و آموزش پزشکی به وزارت بهداشت می تواند تعداد کم پزشک در کشور را جبران کند. این بود که نه تنها دانشکده پزشکی، بلکه کل دانشکده های مرتبط با پزشکی از دانشگاه های مادر خود جدا شده و سیستم نوینی به نام دانشگاه علوم پزشکی را تشکیل دادند.
با گذشت ۳۰ سال از آن دوران، تعداد پزشکان ما از حدود ۲۰ هزار نفر به ۱۲۰ هزار نفر و نسبت پزشک به جمعیت به حدود ۱٫۵ در هزار نفر رسیده است. اگرچه این میزان هنوز در سطح مطلوب جهانی نیست، اما میزان کمی هم نیست و شاید دیگر دلیل خوبی برای تربیت پزشک تحت هر شرطی نباشد. جدا از اشکالات عدیده و البته فوایدی چند، در این سیستم، درمان آموزش را می بلعد، چراکه اساتید، بخش زیادی از درآمدها و منافع خود را از راه درمان کسب می کنند و در این بین نیروی عظیم درمانی وازرت بهداشت را هم دستیاران و کارورزان تامین می کنند؛ همان قشری که کمترین سهم مالی را(حتی از پرسنل بدون مهارت کمتر) از این سیستم دارند. قربانی دیگر این سیستم تمام دانشجویان پزشکی هستند. چرا که آموزش در نزد اساتید و دانشگاه ها، آن هم با دغدغه های درمانی فراوان و هزینه های هنگفت این حیطه، شاید در آخرین جایگاه انتخابی باشد؛ روندی که به پذیرش هیئت علمی و “استاد” نه بر اساس “استاد” و معلم بودنش، که براساس پزشک حاذق و رتبه یک و درمانگر خوب بودنش می انجامد. بهتر است در این سیستم، نام دانشگاه ها را به دانشگاه های “خدمات درمانی، بهداشتی و علوم پزشکی” تغییر دهیم.
اما این پایان مسیر نبود. با شروع “طرح تحول نظام سلامت” و هزینه های سرسام آوری که از جیب هر ایرانی خرج می شود، ماجرا کاملا سیاه می شود. دستیاری که تا به حال با حقوق یک و نیم میلیونی باید سی بیمار را معاینه می کرد، اکنون باید با همان حقوق ،صد بیمار را معاینه کند و دانشجویی که شاید از نیم ساعت حضور مفید و موثر آموزشی استاد خود بهره مند بود، اکنون به عنوان یک مزاحم تمام عیار، باید چند روز در نوبت باشد تا شاید تکه آموزشی برایش فراهم شود و در باقی ساعات نیز باید بی هدف تنها به دنبال اساتید در بخش ها بدود. طرح تحول شاید آخرین و مهلک ترین تیری بود که به بدنه دانشجویی رشته پزشکی کشور زده شد. اما سوال اینجاست که این روند تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ آیا لازم نیست اصلاحاتی تدریجی در این سیستم وارد کنیم؟ آیا لازم نیست برای حقوق خود و اجرای عدالت آموزشی و اقتصادی گامی متمرکز و متحد برداریم؟

چند سال است که دوستان ما در دانشگاه علوم پزشکی تهران در راستای احقاق حقوق دستیاران، در تلاشند تا شورای دستیاری را تشکیل دهند. اما به دلایلی نامعلوم این شورا هنوز تشکیل نشده اشت و البته خیلی سخت نیست فهمیدن علت تشکیل نشدن چنین شورایی در محیطی که عملا با آن تضاد منافع دارد. این شورا مثل یک سندیکای کارگری است که در خانه سرمایه دار دفتر دارد. بنابراین به نظر می رسد تنها راهی که پیش پای دانشجویان کشور و همینطور دانشگاه خودمان قرار دارد تا با منطق و شفافیت به دنبال حقوق خود باشیم، تشکیل شورای صنفی دانشجویان است. شورای صنفی تنها نهادی است که با مهر و اعتبار وزارت می تواند به اصلاحات در دانشگاه ها کمک کند.گرچه ممکن است به زودی شورای صنفی نیز از برنامه های اجباری وزارت حذف شود، اما فعلا وجود دارد و دانشجویان و دستیاران نباید به هیچ وجه از این فرصت غفلت کنند.

شورای صنفی نهادی دانشجویی است که با آیین نامه وزارتی تشکیل می شود. اعضای آن دانشجویان از تمام مقاطع پزشکی(حتی دستیاران فوق تخصصی) هستند و در قالب کمیته های داخلی، از طریق اجماع دانشجویی و رایزنی با مسئولین، مانع تضییع حقوق دانشجویان می شوند. در حال حاضر انتخابات شورا یک روز خود را سپری کرده است و فردا آخرین روز رای گیری است. امیدواریم شما دوست عزیز نیز فردا در بیمارستان خود(پاویون یا سلف) و یا دانشکده، برای استیفای حق خود، به کاندیداهای خود، هرچند ناشناخته، رای دهید.

به امید آنکه آموزش در دانشگاه حرف اول را بزند

درباره نویسنده

داوود جهانسوز

دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - ورودی 89

پاسخ بدهید

اولین نفری باشید که نظر می دهید

مرا مطلع کن از
avatar
wpDiscuz
Powered by Themes24x7