سرمقاله

جامعه پزشکی: ضرورت انتقاد از درون

getty_77931908_50424

پزشکان و حواشی پیرامون آنها مدتی است که یکه تاز صفحات اول رسانه ها شده اند: ار روزنامه ها گرفته تا سایت های اینترنتی و بخش های خبری صدا و سیما. اخباری که یا به انتقاد از پزشکان و در صورتی جدید خشونت علیه پزشکان در ممسنی و پردیس اختصاص یافته است، و یا به واکنش پزشکان به این انتقادات و خشونت ها. حجم این خبرها دیگر آن قدر زیاد شده است تا جامعه پزشکی را با یک سوال اساسی روبرو سازد: چگونه پزشکان که در گذشته های نه چندان دور جزو قابل اعتماد ترین گروه های اجتماعی بودند، امروز آماج انتقادات رسانه ها شده اند؟
بسیاری از پزشکان رسانه ها را مقصر این حملات می دانند. جواب ایشان حاوی بخشی از واقعیت است: رسانه ها در کشور ما هنوز از آزادی کامل برخوردار نیستند. متاسفانه ترسیم خطوط قرمز متعدد برای رسانه ها، موضوعات آنها را محدود می کند و آن چه که در رسانه ها مطرح می شود به طور ناقصی واقعیات اجتماعی و دغدغه های گروه های مختلف اجتماعی را نمایندگی می کند. در این میان ظاهرا پزشکان هیچ حمایت ویژه ای مانند برخی گروه های دیگر از جانب حکومت دریافت نمی کنند. بدین سان رسانه ها با عبور از بسیاری از مشکلات موجود در جامعه، تنها مجاز می شوند تا پزشکان را در سیبل انتقادات خویش قرار دهند.

پزشکان هیچ حمایت ویژه ای مانند برخی گروه های دیگر از جانب حکومت دریافت نمی کنند. بدین سان رسانه ها با عبور از بسیاری از مشکلات موجود در جامعه، تنها مجاز می شوند تا پزشکان را در سیبل انتقادات خویش قرار دهند.

وقتی انتقاد از پزشکان مجاز است و از گروه های دیگر نه، تصویر ساخته شده از ضعف های جامعه پزشکی در این وضعیت که برخی واقعیتها حذف و برخی به عمد کوچک شده اند، بسیار بزرگتر از آنچه که هست بازنمایی می شود. محدودیت رسانه های آزاد برای گروه های مختلف اجتماعی، فضای رسانه ای کشور را بیش از پیش از واقعیت فاصله می دهد و به درستی رسانه ها را از رسالت اصلی خویش که انعکاس واقعیات است دور می سازد. بحران مخاطبی که رسانه های رسمی با آن دست و پنجه نرم می کنند نیز آنها را بیشتر از گذشته به دامان تولید خبرهای جذاب و عوام فریبانه، اما نادرست و به دور از واقعیت سوق می دهد.
با این تحلیل، جامعه پزشکی باید با حضور رسانه ای قدرتمند و منطقی صدای خویش را هر چه بلند تر و رساتر به افکار عمومی برساند. و از مجاری قانونی پیگیر خشونت های اخیر علیه هر عضوی از این جامعه باشد. کوتاهی در حضور رسانه ای و اجتماعی و پگیری حقوق پایمال شده، مساویست با شدت یافتن و گسترده تر شدن این خشونت ها.
اما به نظر می رسد واقعیت روی دیگری نیز دارد. به راستی چرا انتقاد از پزشکان تا این حد جذاب شده است ؟ چرا عکس گرفتن چند جوان که در ابتدای راه پزشکی هستند ( که بعدا مشخص شد بسیاری از آنها پزشکی نمی خوانند ) با یک جسد در سالن تشریح می تواند فضای مجازی را بدین سرعت فتح کند؟ و پزشکان را بار دیگر به عنوان انسان هایی سنگدل که مسئولیت خویش را فراموش کرده اند نشان دهد؟ باید بپذیریم که موج سواری رسانه ها، اگر چه واقعیت را بزرگتر از آنچه که هست بازنمایی می کند، اما به نظر می رسد زمینه ی آماده ی افکار عمومی در پذیرش خبر یک رسانه هم بخش مهمی از روند جذاب شدن و داغ شدن موضوع باشد. به بیان دیگر، چرا مخاطبان این رسانه ها این خبرها را می پذیرند؟ به گمان نگارنده، ریشه های این پذیرش را باید در واقعیت های موجود در رابطه ی پزشک و بیمار در حال حاضر یافت. به نظر می رسد رابطه ی پزشکان و بیماران و حتی گروه های اجتماعی دیگر، حاوی اعتماد لازم مانند گذشته نیست. رسانه ها شاید به این بی اعتمادی دامن می زنند و با نشر برخی اخبار و بزرگنمایی مشکلات سعی در جذب مخاطب دارند، اما باید بپذیریم که رسانه ها دلیل اصلی بوجود آمدن این بی اعتمادی نیستند. دلیل را باید در جای دیگری جست و جو کنیم: در نارضایتی نسبی بیماران از پزشکان.

photo.jpg

باید بپذیریم که رسانه ها دلیل اصلی بوجود آمدن این بی اعتمادی نیستند. دلیل را باید در جای دیگری جست و جو کنیم: در نارضایتی نسبی بیماران از پزشکان
به نظر می رسد جامعه پزشکی امروز باید به این سوال اساسی و مهم، جواب درخور و منطقی بدهد. اگر در گذشته می شد از کنار این انتقادات و تخریب ها به راحتی عبور کرد، اما به نظر می رسد امروز این زخم آن قدر عمیق شده است که دیگر نمی توان آن را نادیده گرفت و به حال خودش رها کرد. که رها شدنش مساویست با عفونی شدن و شاید از دست رفتن بیمار.
اما راه را به خطا رفته ایم اگر در پی یافتن پاسخی کوتاه و چند جمله ای باشیم. پاسخ درست به این سوال مهم، نیازمند آغاز یک گفت و گوی انتقادی طولانی در جامعه پزشکی است:  انتقادی به معنای واقعی کلمه و به رادیکال ترین و بی رحمانه ترین صورت خویش. همانطور که مارکس در نامه خویش به آرنولد روگه می گوید : “پس اگر بر ما نیست که آینده را بنا کنیم، و پاسخ های همیشگی پایه گذاریم، آنچه باید اکنون به ثمر رسانیم بسیار یقین است. منظورم نقد بی محابای هر چیز مستقر است. نه فقط بی محابا به معنای ترس نداشتن از نتایجی که به آن برمی گردد، بلکه حتا از ستیز با هرقدرتی که شاید در برابر آید.”

هر یک از ما باید حرفها و رفتارهای خویش را در برخورد با بیمارانمان و دیگران به نقد بکشیم و سعی کنیم ریشه های این بی اعتمادی که به شکل خشونت در حال بازنمایی است بفهمیم. اما این انتقاد نباید تنها به خود ما محدود شود. باید دامنه ی این نگاه انتقادی به دیگر پزشکان، ساختارهای موجود در نظام سلامت و در بالاترین سطح ساختارهای اجتماعی کشور کشیده شود. ساختارهایی که به طور سیستماتیک در حال تخریب سلامت اخلاقی پزشکان، و روابط پزشکان و بیماران هستند. هیچ پاسخ ساده ای نیز در کار نخواهد بود. باید خود را برای یک گفت و گوی طولانی و چالشی آماده کنیم. احتمالا مجبور خواهیم شد تا برخی از ایرادات خویش را نیز بپذیریم و این کاری است که برای هر انسانی چندان خوشایند نیست. اما باید بدانیم که اگر امروز این ایرادات را برطرف نکنیم، فردا شاید مجبور به دادن هزینه های سنگین تر باشیم.
صدای پزشکان سعی می کند محلی برای این گفت و گوی چالشی باشد و این موضوع را از زوایای مختلف بررسی کند.

درباره نویسنده

احسان قدیمی

فارغ التحصیل رشته پزشکی و گواهینامه عالی بهداشت عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
ورودی 95 رشته ی ارتوپدی، دانشگاه علوم پزشکی تهران

پاسخ بدهید

اولین نفری باشید که نظر می دهید

مرا مطلع کن از
avatar
wpDiscuz
Powered by Themes24x7