چرا درب آکوستیک ضد صدا را برای مطب (کلینیک) خودم انتخاب کرد
چند وقت پیش یک ویزیت معمولی به مطب روانپزشک رفته بودم. در سالن انتظار نشسته بودم که صدای صحبتهای بیمار قبلی را به وضوح میشنیدم!
در اتاق پزشک یک در معمولی داشت و فاصله آن تا صندلیهای انتظار خیلی کم بود. وقتی آن بیمار از اتاق بیرون آمد، همه نگاهش کردند. از چهرهاش مشخص بود که خودش هم فهمیده صدایش تا بیرون شنیده میشده است.
نوبت من که رسید، ناخودآگاه آرامتر حرف زدم و حتی بخشی از حرفهایم را نگفتم. حس میکردم حریم خصوصیام رعایت نمیشود و درست همان لحظه بود که به عنوان یک متخصص زنان و زایمان در تهران، این سوال در ذهنم شکل گرفت: نکند در مطب خودم هم بیمارانم همین حس را تجربه میکنند؟
چرا حریم خصوصی بیمار در مطب مهم است؟
یادم میآید در دوران رزیدنتی، استادم همیشه خیلی به حریم خصوصی بیمار تأکید میکردند و میگفت اعتماد بیمار از همان لحظه ورود به اتاق شکل میگیرد. حفظ محرمانگی اطلاعات بیمار هم یک اصل اخلاقی است، هم استانداردهای رسمی حوزه سلامت به آن پرداختهاند.
طبق منشور حقوق بیمار مصوب وزارت بهداشت، ارائه خدمات سلامت باید بر پایه احترام به حریم خصوصی بیمار که در این منشور «حق خلوت» نامیده شده است و رعایت اصل رازداری صورت گیرد. این منشور تأکید میکند که کلیه امکانات لازم برای تضمین حریم خصوصی بیمار باید فراهم شود. درهای معمولی و فاصله کم راهروی انتظار تا اتاق ویزیت، دقیقاً همان چیزی است که این الزام را در عمل نقض میکند.
(منبع برای مطالعه: منشور حقوق بیمار، بیمارستان بهارلو – دانشگاه علوم پزشکی تهران)
چرا به فکر تبدیل درب معمولی به ضد صدا مطب افتادم؟
بعد از آن اتفاق در مطب روانپزشک، به مطب خودم برگشتم و دقیقتر به فضا نگاه کردم. متوجه شدم دقیقاً همان مشکل در مطب من هم وجود دارد. موضوع را با یکی از همکارانم مطرح کردم و او گفت خودش هم مدتی پیش همین دغدغه را داشته و برای مطبش از گروه مولوی درب آکوستیک گرفته است و نتیجه کار را هم بسیار راضیکننده توصیف کرد.
درب عایق صدا گروه مولوی چگونه این مشکل را حل کرد؟
من هم از وبسایتشون باهاشون تماس گرفتم شما هم برای مشاهده میتونید اینجا کلیک کنید.
جالب اینجاست فکر میکردم یه در کارخانه ای آماده باشه ولی متخصص گروه مولوی دقیقا بر اساس دیزاین مطب من، درب آکوستیک ضد صدا را طراحی کرد و نصب کرد. پس از نصب، تفاوت از همان جلسه اول قابل حس بود. دیگر صدای صحبتها از اتاق بیرون نمیرفت و فضای مطب هم ظاهر بهتری پیدا کرده بود.
آیا این تغییر ارزش هزینهاش را داشت؟
چیزی که برایم بیشتر از هر چیز دیگری ارزش داشت، واکنش خود بیماران بود. چند نفر از بیماران قدیمی که قبلاً هم به مطب آمده بودند، خودشان به این تغییر اشاره کردند. برایم به عنوان یک پزشک، این بازخورد از هر چیز دیگری مهمتر بود، چون رعایت اخلاق حرفهای فقط در تشخیص و درمان خلاصه نمیشود و در فضایی که بیمار در آن احساس امنیت میکند هم معنا پیدا میکند.
اهمیت این تجربه برای من
مطبهایی که با بیماران در حوزههای حساس مثل زنان و زایمان، روانپزشکی یا مشاوره کار میکنند، بیشتر از هر فضای دیگری به حریم خصوصی نیاز دارند. بیمار وقتی مطمئن باشد صدایش بیرون نمیرود، راحتتر صحبت میکند و همین موضوع اعتماد او را به پزشک بیشتر میکند.
تجربهای که خودم از هر دو طرف ماجرا داشتم، هم به عنوان بیمار و هم به عنوان پزشک، باعث شد این موضوع را جدیتر از قبل بگیرم و فکر میکنم هر همکاری که مطب دارد، ارزش دارد این نکته را بررسی کند.